برگردان به زبان ساده
قصهٔ اصحاب ضروان خواندهای
پس چرا در حیلهجویی ماندهای
هوش مصنوعی: داستان افرادی که در دشواری و گرفتاری بودند را خواندهای، پس چرا هنوز در چارهجویی و تدبیر برای مشکلاتت ماندهای؟
حیله میکردند کزدمنیش چند
که برند از روزی درویش چند
هوش مصنوعی: برخی از افراد به ترفندهایی متوسل میشدند تا از معیشت و روزی تعدادی از افراد فقیر و نیازمند کاسته و آن را کمتر کنند.
شب همه شب میسگالیدند مکر
روی در رو کرده چندین عمرو و بکر
هر شب در اندیشه حیله بودند . در مکر و حیله چندین برابر عمر و ابوبکر بودند
خفیه میگفتند سرها آن بدان
تا نباید که خدا در یابد آن
هوش مصنوعی: پنهانی میگفتند که باید سرها را از یکدیگر دور نگه داشت تا خداوند متوجه نشود.
با گِل انداینده اسگالید گِل
دست کاری میکند پنهان ز دل
شخصی که دستش گل اندود شده تصور میکند میتواند با آن دست کاری انجام دهد که دلش از آن اگاه نشود
گفت الا یعلم هواک من خلق
ان فی نجواک صدقا ام ملق
هوش مصنوعی: آیا نمیدانی که علاقهات را خداوند از خلقتت میداند؟ آیا در پنهانیات صداقت وجود دارد یا فقط تظاهر میکنی؟
گفت یغفل عن ظعین قد غدا
من یعاین این مثواه غدا
اولا گفت در اول مصراع غلط است. کیف یغفل ... درست است و ترجمه صحیح میشود: چگونه میشود که تو که نظری به دختر نینداختی او را در خاطر داری. اما منی که نگاه کردم او را فراموش کردم؟ این داستان دو درویش است که از رودخانه ای میگذشتن دختری میخواست از رودخانه عبور کند از ایشان کمک خواست یکی از آنها دختر را به دوش گرفت و به آن سمت رودخانه برد و رها کرد. ساعتی بعد درویش دیگر به او گفت او نامحرم بود و تو خطا کردی. گفت : من او را کنار رودخانه رها کردم ولی تو هنوز او را رها نکردی
اینما قد هبطا او صعدا
قد تولاه و احصی عددا
هوش مصنوعی: هر جایی که بروی یا بالا بروی، او همیشه با توست و شمارش میکند.
گوش را اکنون ز غفلت پاک کن
استماع هجر آن غمناک کن
گوش خود را از گناهان پاک کن و گوش فرا ده به درد دل یک دلسوخته
آن زکاتی دان که غمگین را دهی
گوش را چون پیش دستانش نهی
این را یک کار خیر و زکات بدان وقتی که به درد دل یک آدم دردمند گوش میدهی
بشنوی غمهای رنجوران دل
فاقهٔ جان شریف از آب و گل
هوش مصنوعی: اگر به درد و رنج دلهای کسانی که در تنگنا هستند گوش دهی، میبینی که این غمها به روح پاک و باارزش انسان آسیب میزند.
خانهٔ پر دود دارد پر فنی
مر ورا بگشا ز اصغا روزنی
خانه ای که آکنده از دود گشته کشنده است مگر آنکه از راه گوش (اصغا) برایش روزنه ای باز کنی
گوش تو او را چو راه دم شود
دود تلخ از خانهٔ او کم شود
گوش سپردن تو برای او مانند راه تنفسی میگردد که باعث میشود فشار مشکلات را راحتتر تحمل کند
غمگساری کن تو با ما ای روی
گر به سوی رب اعلی میروی
ای رهرو اگر مقصد و مقصود تو خداوندگار عالم است غم گسار ما و اهل بلا باش
این تردد حبس و زندانی بود
که بنگذارد که جان سویی رود
این حالی به حالی شدن ( که با گوش سپردن به غم دیگران به انسان دست میدهد ) باعث میشود که روح تو به سمت چیزهای مادی و بی ارزش جذب نشود
این بدین سو آن بدان سو میکشد
هر یکی گویا منم راهِ رَشَد
در دنیا جاذبه های بسیاری وجود دارد و هرکدام هم خودشان را راه رشد و کمال معرفی میکنند
این تردد عقبهٔ راه حقست
ای خنک آن را که پایش مطلقست
این حالی به حالی شدن و دگرگونی حالات گردنه های پرپیچ راه حق است و خوش به حال کسی که در این مسیر پایش محکم است. ( البته شعر ایهام دارد و معنی پایش به معنی پاییدن و مراقبت از نفس نیز میدهد)
بیتردد میرود در راه راست
ره نمیدانی بجو گامش کجاست
بدون آزمون و خطا در راه راست حرکت میکند و تو اگر راه را نمیشناسی به دنبال جای پای چنین کسانی باش که سرامد راستی و پاکی اند. ( در این بیت به یک داستان در مورد حضرت علی علیه السلام و سلمان فارسی اشاره شده است. یک روز عمر بن خطاب به دنبال امیرالمومنین میگشت. به او گفتند با سلمان به بیابان رفت. عمر به سمت بیابان رفت و هرچه گشت فقط یک جای پای دید همان را دنبال کرد تا به امیرالمومنین و سلمان رسید و پرسید چطور شما دو نفرید با یک جای پا؟ سلمان گفت من هر زمان که با علی علیه السلام باشم فقط پایم را جای پای او میگذارم و پشت سر او گام به گام حرکت میکنم.)
گام آهو را بگیر و رو معاف
تا رسی از گام آهو تا به ناف
جای پای آهوی فراری را دنبال کن و با خیال راحت برو که به مُشکی که زیر ناف آهو است ( مرکز و مقصود و محل پیدایش همانگونه که ما انسانها رشته اتصالات به حیات در ابتدا با بند ناف به مادر بود) میرسی. در این بیت دو اشاره ابجد وجود دارد به شخص امیرالمومنین که خارج از بحث است
زین روش بر اوج انور میروی
ای برادر گر بر آذر میروی
با این روش قطعا به اوج نور خواهی رسید به گونه ای که انگار بر آذرخش مسلط گشتی و به آنی به مقصود میرسی
نه ز دریا ترس نه از موج و کف
چون شنیدی تو خطاب لا تخف
( پیرو ابیات قبلی اگر در راه راست حرکت کردی ) از بالا و پایین دنیا نترس وقتی که به تو پیغام نترس رسید. ( اشاره به حداقل ده مورد آیه قرآن که اکثرا در مورد حضرت موسی است. به طور مثال در آیات ۶۶ تا ۶۸ سوره طه داستان ترسیدن حضرت موسی از چوب دستهای جادوگران فرعون است که تبدیل به مار شد و در اینجا خداوند فرمود از این حیله مترس که قطعا تو برتری
لا تخف دان چونک خوفت داد حق
نان فرستد چون فرستادت طبق
حتی این ترس هم از جانب خدا و برای رشد توست تا ایمانت محکمتر شود. خداوند از قبل راه برون رفت از مشکلات را به تو آموخته و همه این مشکلات هم از جانب خدا برای پیشرفت خودت است
خوف آن کس راست کاو را خوف نیست
غصه آن کس را کش اینجا طوف نیست
کسی باید بترسد که هیچ ترسی ندارد{کسی که از خدا نمی ترسد}. غم و رنج کسی را بخور که به دنبال چیزی نمی گردد{طوف به معنی گردیدن به دنبال چیزی است و واژه طواف هم از همین ریشه است}