برگردان به زبان ساده
صوفیی میگشت در دور افق
تا شبی در خانقاهی شد قنق
هوش مصنوعی: یک صوفی به دنبال معنویت و نور در دوردستها میگشت و در یک شب به خانقاهی رسید که در آن احساس آرامش و سکون عمیق کرد.
یک بهیمه داشت در آخُر ببست
او به صدر صفه با یاران نشست
هوش مصنوعی: او یک حیوانی داشت که در نهایت آن را به بالای سرسرا بست و با دوستانش نشسته بود.
پس مراقب گشت با یاران خویش
دفتری باشد حضور یار پیش
هوش مصنوعی: پس با دوستانش به دور هم جمع شد و به گونهای رفتار کرد که گویی حضور دوستش را در جمع حس میکند.
دفتر صوفی سواد حرف نیست
جز دل اسپیدِ همچون برف نیست
هوش مصنوعی: کتاب صوفی فقط نوشتهها و کلمات نیست، بلکه دل او مانند برفی سفید و پاک است که از حقیقت و معنا پر شده است.
زاد دانشمند آثار قلم
زاد صوفی چیست آثار قَدَم
هوش مصنوعی: آثار ناشی از علم و دانش یک فرد فرهیخته چیست؟ و آثار ناشی از عمل و سلوک یک عارف چه ارزش و معنایی دارد؟
همچو صیادی سوی اشکار شد
گام آهو دید و بر آثار شد
هوش مصنوعی: مثل یک صیاد، به سمت آهو رفت و رد پای آن را مشاهده کرد و تحت تأثیر قرار گرفت.
چندگاهش گام آهو در خورست
بعد از آن خود ناف آهو رهبرست
هوش مصنوعی: مدتی پاهای آهو در حال حرکت است، اما بعد از آن، خود آهوست که راه را نشان میدهد.
چونک شکر گام کرد و ره برید
لاجرم زان گام در کامی رسید
هوش مصنوعی: زمانی که فردی با شکر و خوشحالی گام برمیدارد و به راه خود ادامه میدهد، نتیجهاش این میشود که از همان قدمی که برداشته به کامیابی و موفقیت میرسد.
رفتن یک منزلی بر بوی ناف
بهتر از صد منزلِ گام و طواف
هوش مصنوعی: رفتن به یک منزل که بوی خوشی دارد، بهتر از این است که صد منزل را با قدم زدن و دور زدن بگذرانیم.
آن دلی کو مطلع مهتابهاست
بهر عارف فتحت ابوابهاست
هوش مصنوعی: دل کسی که نور مهتاب را احساس میکند، برای عارفان دروازههای جدیدی را به روی خود میگشاید.
با تو دیوارست و با ایشان درست
با تو سنگ و با عزیزان گوهرست
هوش مصنوعی: با تو سختی و دشواری وجود دارد، اما با دیگران همه چیز درست و خوب است. با تو مثل سنگی میمانم، اما با دوستانم مانند جواهری ارزشمندم.
آنچ تو در آینه بینی عیان
پیر اندر خشت بیند بیش از آن
هوش مصنوعی: آنچه تو در آینه میبینی، یک فرد سالخورده در یک دیوار میبیند و او بیشتر از آنچه تو میفهمی، درک میکند.
پیر ایشانند کین عالم نبود
جان ایشان بود در دریای جود
هوش مصنوعی: پیران و بزرگان آنها در حقیقت به خاطر جان و روحشان به این دنیا آمدهاند، در حالی که وجودشان مانند دریايي از سخاوت و کرم است.
پیش ازین تن عمرها بگذاشتند
پیشتر از کشت بر برداشتند
هوش مصنوعی: قبل از این، انسانها عمرهای طولانی را صرف کردند و پیش از این که چیزی را به دست آورند، باید آن را بکارند و رشد دهند.
پیشتر از نقش جان پذرفتهاند
پیشتر از بحر درها سفتهاند
هوش مصنوعی: قبل از اینکه وجود جان تصویر بردارد، قبل از اینکه دریا دروازهها را باز کند.