برگردان به زبان ساده
وحی آمد سوی موسی از خدا
بندهٔ ما را ز ما کردی جدا
هوش مصنوعی: وحی از طرف خدا به موسی نازل شد که بندهی ما را از خودمان جدا کردی.
تو برای وصل کردن آمدی
یا برای فَصل کردن آمدی؟
هوش مصنوعی: آیا تو به خاطر نزدیک شدن و اتحاد آمدهای یا به خاطر جدایی و دوری؟
تا توانی پا مَنِه اندر فِراق
اَبْغَضُ الْاَشْیاء عِندی اَلْطََّلاق
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانی در جدایی پا نگذار، زیرا طلاق برای من از همه چیزها ناخوشایندتر است.
هر کسی را سیرتی بنهادهام
هر کسی را اصطلاحی دادهام
هوش مصنوعی: هر فردی را به شیوهای خاص معرفی کردهام و برای هر کس تعبیری ویژه در نظر گرفتهام.
در حقِ او مَدح و در حقِّ تو ذَم
در حقِ او شَهد و در حقِّ تو سَم
هوش مصنوعی: در مورد او تعریف و تمجید میشود، اما در مورد تو انتقاد و ناپسندیده است؛ برای او کلام شیرین گفته میشود و برای تو حرفهای تلخ.
ما بَریّ از پاک و ناپاکی همه
از گِرانجانی و چالاکی همه
هوش مصنوعی: ما از پاکی و ناپاکی جدا هستیم؛ همه ما از خلاقیت و چالاکی تشکیل شدهایم.
من نکردم امر تا سودی کنم
بَلکه تا بر بندگان جودی کنم
هوش مصنوعی: من هیچگاه به خاطر نفع شخصی دستور ندادهام، بلکه هدفم این بوده که به بندگان نیکی و خوبی برسانم.
هندوان را اصطلاحِ هند، مَدْح
سِندیان را اصطلاحِ سِند، مَدْح
هوش مصنوعی: هندیها را با لقب هند میشناسند و سندیها را با لقب سند.
من نگردم پاک از تسبیحِشان
پاک، هم ایشان شوند و دُر فِشان
هوش مصنوعی: من از دست دعا و ذکر آنها دور نمیشوم، زیرا اگر من از آنها بهرهمند شوم، خودشان هم پاک و مطهر خواهند شد و حالت نورانی پیدا میکنند.
ما زبان را نَنْگریم و قال را
ما روان را بنگریم و حال را
هوش مصنوعی: ما به سخنان و ظاهر کلام توجه نمیکنیم، بلکه به درون people و حالتی که دارند مینگریم.
ناظرِ قلبیم اگر خاشِع بُوَد
گرچه گفتِ لَفظ، ناخاضِع رُوَد
هوش مصنوعی: اگر دل از درون خود خاضع و فروتن باشد، حتی اگر سخنان ظاهری را با غرور بگوید، در نهایت آن باطن حقیقیاش نمایان خواهد شد.
زانکه دل جوهر بُوَد، گفتن عَرَض
پس طُفَیل آمد عَرَض، جوهرْ غَرَض
هوش مصنوعی: دل همانند جواهری ارزشمند است و وقتی میگوییم «عَرَض» یا ظاهر چیزی است که از آن جواهری بیشتر ارزش ندارد. به عبارت دیگر، شکل و ظاهر (عرض) تنها جنبهای از وجود ماست و ارزش واقعی در جواهر درونی، یعنی دل، نهفته است.
چند ازین اَلفاظ و اِضْمار و مَجاز؟
سوزْ خواهمْ سوز، با آن سوزْ ساز
هوش مصنوعی: چند جملات و کلمات را بگوییم و آنها را در لفافه پیچیده کنیم؟ من به دنبال احساسی عمیق و واقعی هستم، همانند سوزی که در وجودم احساس میکنم.
آتشی از عشق در جانْ بَر فُروز
سَر بِسَر فکر و عبارت را بسوز
هوش مصنوعی: عشق در دل مانند آتش میسوزد و باعث میشود که هر فکر و کلامی که به ذهن میآید، از شدت این احساس سوخته و نابود شود.
موسیا! آدابدانان دیگرند
سوختهْ جان و روانان دیگرند
هوش مصنوعی: موسا آداب و رسومی دارد که با دیگران متفاوت است، کسانی که جانشان را از دست دادهاند و دچار درد و رنج شدهاند، حال و هوای دیگری دارند.
عاشقان را هر نَفَسْ سوزیدَنیست
بر دِهِ ویران، خَراج و عُشْر نیست
هوش مصنوعی: عاشقان دائماً در حال عشق ورزی و احساساتی عمیق هستند و در این مسیر، هیچ هزینه یا مالیاتی بر دل و روح آنها وجود ندارد.
گر خطا گوید، وِرا خاطی مَگو
گر بُوَد پُرخون شهید، او را مَشو
هوش مصنوعی: اگر کسی اشتباه کرد، او را متهم نکن و اگر کسی شهید است و زخمی شده، او را سرزنش نکن.
خون، شهیدان را ز آب اَولیٰ تَرَست
این خطا، از صد صَواب اَولیٰ تَرَست
هوش مصنوعی: خون شهیدان از آب بهتر است. این اشتباه، از صد انتخاب درست هم بدتر است.
در درونِ کعبه رَسْمِ قبله نیست
چه غم اَر غَوّاص را پاچیله نیست؟
هوش مصنوعی: در درون کعبه، نشانهای از قبله وجود ندارد. چه فرقی میکند اگر غواص در عمق دریا نتواند به درستی مسیرش را پیدا کند؟
تو ز سَرمَستان قَلاویزی مَجو
جامهْچاکان را چه فرمایی رُفو؟
هوش مصنوعی: تو از سرما و سختیهایی که در قلاوزی (محل وقوع برف و سردی) تجربه کردهای، نخواهی توانست به جامهچاکانی (افرادی که به دلیل مشکلات و سختیها لباسشان پاره شده) چه کمکی کنی یا آنها را ترمیم کنی؟
ملّتِ عشق از همه دینها جُداست
عاشقان را مِلّت و مذهب خداست
هوش مصنوعی: مردم عاشق، فراتر از همهی دینها و مذاهب هستند. عشق آنها را به هم پیوند میزند و در واقع برای عاشقان، عشق خود یک مسیر و مذهبی است.
لَعْل را گر مُهر نَبْوَد، باک نیست
عشقْ در دریای غم، غمناک نیست
هوش مصنوعی: اگر مهر و محبت نباشد، نگران نباش عشق در میان دریای غم، غمگین نیست.