برگردان به زبان ساده
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همیگفت ای گزیننده اله
هوش مصنوعی: موسی یک شبان را دید که در مسیر حرکت میکند و به پروردگارش دعا میکند و از او درخواست میکند.
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
من در کجا هستی تا من خدمتگزار تو باشم؟ و گوشه چادر تو را بدوزم و سر تو را شانه کنم؟
جامهات شویم شپشهاات کُشم
شیر پیشت آورم ای محتشم
هوش مصنوعی: میگوید که من لباس تو را تمیز میکنم و شپشهای آن را میکشم و سپس شیر را برایت میآورم، ای بزرگوار.
دستکت بوسم بمالم پایکت
وقت خواب آید بروبم جایکت
دستانت را ببوسم و پایت را بمالم، وقتی که خواب به سراغت آمد، جایت را بروبم وجارو کنم.
ای فدای تو همه بزهای من
ای بیادت هیهی و هیهای من
هوش مصنوعی: ای کاش تمام بزهای من فدای تو شوند، ای آنکه یاد تو همیشه در ذهن من است و صداهایم از شوق تو به گوش میرسد.
این نمط بیهوده میگفت آن شبان
گفت موسی با کی است این ای فلان
هوش مصنوعی: شبان در آن شب بیهوده صحبت میکرد و میپرسید موسی با چه کسی است، ای فلانی؟
گفت با آنکس که ما را آفرید
این زمین و چرخ ازو آمد پدید
هوش مصنوعی: گفت با آن کسی که جهان و زمین را خلق کرد و این آسمان و زمین از او به وجود آمد.
گفت موسی های بس مُدبِر شدی
خود مسلمان ناشده کافر شدی
هوش مصنوعی: موسی به کسانی که با تدبیر و عقل خود پیامبرانی را انکار میکنند، میگوید: تو هرچقدر هم که باهوش و با تدبیر باشی، اگر ایمان نیاوری، در حقیقت از ایمان خارج شدهای و به گمراهی مبتلا شدهای.
این چه ژاژست این چه کفرست و فُشار
پنبهای اندر دهان خود فشار
این سخنان آشفته و کفرآمیز و بیهوده چیست که میگویی؟ خاموش باش، چونان کسی که پنبهای در دهان خود فشار میدهد و عاجز از سخن گفتن میشود.
گند کفر تو جهان را گنده کرد
کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
هوش مصنوعی: کفر و disbelief تو باعث خراب شدن دنیا شد و اعتقادت را به گونهای زشت و ناپسند نشان داد.
چارق و پاتابه لایق مر تراست
آفتابی را چنینها کی رواست
هوش مصنوعی: پوشیدن چکمه و لباس خاص به تو میآید، اما آیا برای آفتاب مناسبت دارد که چنین لباسهایی بپوشد؟
گر نبندی زین سخن تو حلق را
آتشی آید بسوزد خلق را
هوش مصنوعی: اگر تو از گفتن این حرف دست نکشی، آتش ناشی از آن میتواند به مردم آسیب برساند.
آتشی گر نامدست این دود چیست
جان سیه گشته روان مردود چیست
هوش مصنوعی: اگر آتش وجود ندارد، پس این دود از کجا آمده است؟ چرا جان من تاریک و روح من بیارزش شده است؟
گر همیدانی که یزدان داورست
ژاژ و گستاخی ترا چون باورست
هوش مصنوعی: اگر میدانی که خداوند داور و قاضی است، پس سخنان بیهوده و جرأت تو به چه معناست؟
دوستی بیخرد خود دشمنیست
حق تعالی زین چنین خدمت غنیست
هوش مصنوعی: دوستی بدون عقل و فکر، در واقع دشمنی است. خدایا، از چنین دوستیهایی بینیازم.
با کی میگویی تو این با عم و خال
جسم و حاجت در صفات ذوالجلال
هوش مصنوعی: با چه کسی صحبت میکنی وقتی که حضور و ویژگیهای جسمی و نیازها در صفات خدای بزرگ مشاهده میشوند؟
شیر او نوشد که در نشو و نماست
چارق او پوشد که او محتاج پاست
هوش مصنوعی: فقط کسی میتواند از شیر او بهرهمند شود که در حال رشد و ترقی است، و تنها کسی میتواند از چکمههای او استفاده کند که به او نیاز دارد.
ور برای بندهشست این گفت تو
آنک حق گفت او منست و من خود او
هوش مصنوعی: اگر در مورد بندهای چنین بگویی، تو حق را بیان کردهای و خود را او تصور میکنی، در واقع من همان او هستم.
آنک گفت انی مرضت لم تعد
من شدم رنجور او تنها نشد
هوش مصنوعی: او میگوید که من بیمار شدم و دیگر نتوانستم به حالت قبلی برگردم، اما او تنها نشد و در این شرایط تنها نماند.
آنک بی یسمع و بی یبصر شدهست
در حق آن بنده این هم بیهدهست
هوش مصنوعی: آن بنده بدون شنیدن و دیدن از حقیقت آگاه شده است و این برای او بیفایده است.
بی ادب گفتن سخن با خاص حق
دل بمیراند سیه دارد ورق
هوش مصنوعی: گفتن سخنان بیادبانه و بیاحترامی به حقایق، میتواند دل انسان را به شدت بیازارد و ورق زندگی را به سمت تیره و ناامیدکننده بکشاند.
گر تو مردی را بخوانی فاطمه
گرچه یک جنساند مرد و زن همه
هوش مصنوعی: اگر تو مردی را صدا بزنی به نام فاطمه، باید بدانی که هرچند مرد و زن هر دو از یک جنساند، اما در اینجا اشاره به ویژگیهای خاص و محتوای معنایی نام او دارد.
قصد خون تو کند تا ممکنست
گرچه خوشخو و حلیم و ساکنست
هوش مصنوعی: آنچه در دل دارد، قصد آسیب به تو را دارد، هرچند که به ظاهر آرام و خوش temperament و صلحجو به نظر میرسد.
فاطمه مدحست در حق زنان
مرد را گویی بود زخم سنان
هوش مصنوعی: فاطمه به قدری در حق زنان خوب سخن میگوید که انگار زبانش به تندی زخم سنان است.
دست و پا در حق ما استایش است
در حق پاکی حق آلایش است
هوش مصنوعی: کارهایی که در زندگی انجام میدهیم، نشاندهندهی ارزشهای ما هستند و در واقع راهی برای بیان پاکی و نیکی ما به شمار میروند. در مقابل، پاکی و صداقت در اعمال، نشانهی دوری از آلودگیها و ناپاکیهاست.
لم یلد لم یولد او را لایق است
والد و مولود را او خالق است
هوش مصنوعی: او نه فرزندی دارد و نه خود زاده شده است، بنابراین شایسته است که نه پدر داشته باشد و نه فرزند. او خالق همه چیز است.
هرچه جسم آمد ولادت وصف اوست
هرچه مولودست او زین سوی جوست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا وجود دارد، نشانهای از وجود و صفات اوست. هر چیزی که به وجود میآید، از سمت او نشأت گرفته است.
زانک از کون و فساد است و مهین
حادثست و محدثی خواهد یقین
هوش مصنوعی: زیرا که وجود و فساد از چیزهای بیارزش و ناچیز است و هر چیزی که خلق شده، به یقین باید از چیزی دیگر به وجود آمده باشد.
گفت ای موسی دهانم دوختی
وز پشیمانی تو جانم سوختی
هوش مصنوعی: ای موسی، تو با سخنانت دهان من را بستهای و من به خاطر پشیمانیات بسیار دلم سوخته است.
جامه را بدرید و آهی کرد تفت
سر نهاد اندر بیابانی و رفت
هوش مصنوعی: او لباسش را پاره کرد و نالهای سر داد و سپس در یک بیابان نشست و به راهش ادامه داد.