برگردان به زبان ساده
بود شخصی مفلسی بی خان و مان
مانده در زندان و بند بی امان
هوش مصنوعی: شخصی فقیر و بیخانمان در زندان و تحت فشار و سختی زندگی میکرد.
لقمهٔ زندانیان خوردی گزاف
بر دل خلق از طمع چون کوه قاف
هوش مصنوعی: شما به راحتی و بدون تفکر به دیگران آسیب رساندهاید، درست همانطور که کوهی بزرگ و دور به نظر میرسد، اما از دل مردم انتظار دارید به خاطر طمع شما به جانتان بیفتند.
زهره نه کس را که لقمهٔ نان خورد
زانک آن لقمهربا گاوش برد
هوش مصنوعی: هیچکس جرأت نکرده که لقمهای نان بخورد، زیرا آن لقمهربا باعث شد که گاوش را ببرد.
هر که دور از دعوت رحمان بود
او گداچشمست اگر سلطان بود
هوش مصنوعی: هر کسی که از دعوت و بخشش خداوند دور باشد، در واقع به سان درویشی است که اگرچه ممکن است ظاهراً سلطنت و مقام داشته باشد، اما از نظر معنوی و روحی فقیر و نیازمند است.
مر مروت را نهاده زیر پا
گشته زندان دوزخی زان نانربا
هوش مصنوعی: شخصی که از انسانیت و مروت دست برداشته، در واقع خود را در قید و بند عذابهای جهنمی قرار داده است از آنجا که به نان حرام روی آورده است.
گر گریزی بر امید راحتی
زان طرف هم پیشت آید آفتی
هوش مصنوعی: اگر از مشکلی به دنبال آرامش بروی، از طرف دیگر ممکن است به مشکل دیگری برخورد کنی.
هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست
جز بخلوتگاه حق آرام نیست
هوش مصنوعی: هیچ مکانی خالی از دشمنان و مشکلات نیست، جز در خلوتگاه خدا که در آنجا آرامش و سکون وجود دارد.
کنج زندان جهان ناگزیر
نیست بی پامزد و بی دق الحصیر
هوش مصنوعی: در گوشهٔ زندان، زندگی ضروری نیست که بییار و بیحالت باشد.
والله ار سوراخ موشی در روی
مبتلای گربه چنگالی شوی
هوش مصنوعی: به خدا قسم، اگر به سوراخ موشی برسی، در حالی که گربهای در حال شکار تو باشد، باید با احتیاط و زیرکی عمل کنی.
آدمی را فربهی هست از خیال
گر خیالاتش بود صاحبجمال
هوش مصنوعی: انسان به دلیل خیال و تصوراتی که دارد، گاهی به زیبایی و جذابیت دست پیدا میکند؛ به شرطی که این خیالات او واقعاً زیبا و جذاب باشند.
ور خیالاتش نماید ناخوشی
میگدازد همچو موم از آتشی
هوش مصنوعی: اگر خیالات و افکارش او را ناراحت کند، مثل موم از گرما ذوب میشود.
در میان مار و کزدم گر ترا
با خیالات خوشان دارد خدا
هوش مصنوعی: اگر در میان مار و کژدم قرار بگیری و خداوند خیالهای خوشی به تو بدهد، آرامش و رضایت خاطر پیدا خواهی کرد.
مار و کزدم مر ترا مونس بود
کان خیالت کیمیای مس بود
هوش مصنوعی: مار و زهرش، برای من به مانند یار و مونس است، چراکه خاطرهات برایم ارزشمند و گرانبهاست.
صبر شیرین از خیال خوش شدست
کان خیالات فرج پیش آمدست
هوش مصنوعی: صبر به خوبی و شیرینی خود از امید به آینده روشن نشأت میگیرد؛ زیرا این امید به فرجی بزرگ نزدیک شده است.
آن فرج آید ز ایمان در ضمیر
ضعف ایمان ناامیدی و زحیر
هوش مصنوعی: فرجی که در انتظار آن هستیم، به خاطر ایمان و باور در دلها به وجود میآید و از ناامیدی و ضعف ایمان دور خواهد بود.
صبر از ایمان بیابد سر کله
حیث لا صبر فلا ایمان له
هوش مصنوعی: صبر و تحمل از ایمان به دست میآید و اگر کسی صبر نداشته باشد، نشانی از ایمان در او وجود ندارد.
گفت پیغامبر خداش ایمان نداد
هر که را صبری نباشد در نهاد
هوش مصنوعی: پیامبر خدا گفت که کسی که در درون خود صبر نداشته باشد، به او ایمان نمیآورد.
آن یکی در چشم تو باشد چو مار
هم وی اندر چشم آن دیگر نگار
هوش مصنوعی: یک نفر ممکن است در چشم تو مانند یک مار به نظر برسد، اما او در چشم کسی دیگر معشوق و زیبا است.
زانک در چشمت خیال کفر اوست
وان خیال مؤمنی در چشم دوست
هوش مصنوعی: چشم تو پر از تصورات و افکار نادرست در مورد اوست، در حالی که در چشم دوست، تصور و تصدیق از ایمان و درستکاری او وجود دارد.
کاندرین یک شخص هر دو فعل هست
گاه ماهی باشد او و گاه شست
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از فردی است که در موقعیتهای مختلف، ویژگیهای متفاوتی از خود نشان میدهد. گاهی میتواند با ظرافت و زیبایی مانند ماهی باشد و در مواقع دیگر، به شکل و حالت سخت و محکم همانند شست دست. به این ترتیب، او هم میتواند لطیف و هم قوی باشد.
نیم او مؤمن بود نیمیش گبر
نیم او حرصآوری نیمیش صبر
هوش مصنوعی: نیمی از او مومن است و نیمی دیگر از پیروان آیین زرتشتی. بخشی از او دچار حرص و آز است و بخشی دیگر صبر و استقامت دارد.
گفت یزدانت فمنکم مؤمن
باز منکم کافر گبر کهن
هوش مصنوعی: اگر بگویی که شما از طرف یزدان (خدا) مؤمن هستید، اما در واقع برخی از شما کافر و بیدین هستید، آیا این نشانهای از سرشت کهن شما نیست؟
همچو گاوی نیمهٔ چپش سیاه
نیمهٔ دیگر سپید همچو ماه
هوش مصنوعی: شکل و ظاهر شخصی شبیه به گاوی است که نیمی از آن سیاه و نیمهٔ دیگرش سفید مانند ماه میباشد.
هر که این نیمه ببیند رد کند
هر که آن نیمه ببیند کد کند
هوش مصنوعی: هر کسی که نیمهای از واقعیت را ببیند، میتواند آن را نادیده بگیرد و رد کند، اما کسی که نیمه دیگر را ببیند، میتواند آن را پذیرفته و درک کند.
یوسف اندر چشم اخوان چون ستور
هم وی اندر چشم یعقوبی چو حور
هوش مصنوعی: یوسف در نظر برادرانش مانند یک اسب است، اما در نظر یعقوب مانند یک حوری زیباست.
از خیال بد مرورا زشت دید
چشم فرع و چشم اصلی ناپدید
هوش مصنوعی: از ترس تصورهای ناپسند، دیدن چهره فرعی زشت است و چهره اصلی دیگر پیدایش نیست.
چشم ظاهر سایهٔ آن چشم دان
هرچه آن بیند بگردد این بدان
هوش مصنوعی: چشم ظاهری مانند سایهای از چشم باطنی است؛ هر چیزی که چشم باطن ببیند، این چشم ظاهری هم بر اساس آن تغییر میکند.
تو مکانی اصل تو در لامکان
این دکان بر بند و بگشا آن دکان
هوش مصنوعی: تو در جایی واقعی وجود داری که فراتر از مکانهاست. در این دنیای مادی، مغازهای را ببند و راهی برای باز کردن دنیای واقعیات پیدا کن.
شش جهت مگریز زیرا در جهات
ششدرهست و ششدره ماتست مات
هوش مصنوعی: در هر شش جهت حرکت نکن، چون در این شش جهت، حقیقتی وجود ندارد.