برگردان به زبان ساده
روستایی گاو در آخر ببست
شیر گاوش خورد و بر جایش نشست
هوش مصنوعی: یک روستایی گاوش را آخرین بار دوشید و شیرش را خورد و سپس در جایش نشسته است.
روستایی شد در آخر سوی گاو
گاو را میجست شب آن کنجکاو
هوش مصنوعی: در پایان، یک روستایی به سوی گاو رفت و در شب، در جستجوی آن گاو در گوشه و کنار میگشت.
دست میمالید بر اعضای شیر
پشت و پهلو گاه بالا گاه زیر
هوش مصنوعی: دستش را بر روی بدن شیر میکشید و در جاهای مختلف آن، گاهی از بالا و گاهی از پایین، لمس میکرد.
گفت شیر ار روشنی افزون شدی
زهرهاش بدریدی و دل خون شدی
هوش مصنوعی: اگر شیر درخشش و نورش بیشتر شود، آن وقت زهرهاش را پاره کردی و دلش را خونین کردی.
این چنین گستاخ زان میخاردم
کو درین شب گاو میپنداردم
هوش مصنوعی: من با این طرز فکر ستیزهجو، به خاطر شباهت چیزی که در این شب میبینم، به اشتباه آن را گاو میپندارم.
حق همیگوید که ای مغرور کور
نه ز نامم پاره پاره گشت طور
هوش مصنوعی: حق میگوید ای مغرور و نادان، تو که به خاطر نام من دچار پارهپاره شدن شدی، این فقط نام من نیست که تو را به این حال انداخته است.
که لو انزلنا کتابا للجبل
لانصدع ثم انقطع ثم ارتحل
هوش مصنوعی: اگر کتابی به کوه نازل میکردیم، آن کوه بر اثر شدت کلماتش متلاشی و خرد میشد و سپس از هم میپاشید و از مکانش جابهجا میشد.
از من ار کوه احد واقف بدی
پاره گشتیّ و دلش پرخون شدی
اگر کوه احد (که کوه سنگیست )، از حقیقت من آگاهی داشت، زهرهی دلش از ترس (دل سنگش) پاره میشد و دلش به درد میآمد و غم وجودش را میگرفت (دلش خون می شد).
از پدر وز مادر این بشنیدهای
لاجرم غافل درین پیچیدهای
هوش مصنوعی: تو از پدر و مادر خود این داستان را شنیدهای، بنابراین غافل و ناآگاه در این موضوع گرفتار شدهای.
گر تو بیتقلید ازین واقف شوی
بی نشان از لطف چون هاتف شوی
هوش مصنوعی: اگر تو بدون تقلید، به این حقیقت آگاهی پیدا کنی، بیهیچ تردیدی از لطف خداوند بهرهمند خواهی شد و مانند یک پیامآور رحمت خواهی بود.
بشنو این قصه پی تهدید را
تا بدانی آفت تقلید را
هوش مصنوعی: با دقت به این داستان گوش کن تا متوجه خطرات و مضرات تقلید از دیگران شوی.