برگردان به زبان ساده
مصطفی روزی به گورستان برفت
با جنازهٔ مردی از یاران برفت
هوش مصنوعی: روزی پیامبر به آرامستان رفت و جنازهٔ یکی از دوستانش را همراهی کرد.
خاک را در گور او آگنده کرد
زیر خاک آن دانهاش را زنده کرد
هوش مصنوعی: خاک، جسم او را در گور قرار داد، اما در زیر خاک، دانهای که در وجودش بود زنده شد و به رشد ادامه داد.
این درختانند همچون خاکیان
دستها بر کردهاند از خاکدان
هوش مصنوعی: این درختان مانند انسانها هستند که دستان خود را از زمین بلند کردهاند.
سوی خلقان صد اشارت میکنند
وانک گوشستش عبارت میکنند
هوش مصنوعی: به سوی مردم نشانهها و پیامهای زیادی میفرستند، اما تنها کسانی که گوش شنوا دارند و میفهمند، به این پیامها توجه میکنند.
با زبان سبز و با دست دراز
از ضمیر خاک میگویند راز
هوش مصنوعی: با زبان گیاهان و با دستانی که دراز شدهاند، از عمق زمین سخن میگویند و رازهای آن را فاش میکنند.
همچو بطان سر فرو برده به آب
گشته طاووسان و بوده چون غراب
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به افرادی اشاره دارد که مانند مرغابیها سر خود را در آب فرو کردهاند و از محیط اطراف غافل شدهاند. در عوض، دیگران مانند طاووسها که نماد زیبایی و خودنمایی هستند، در حال نمایش و خودبزرگبینی هستند، در حالی که در واقع شبیه به کلاغها (غراب) شدهاند که به نوعی نماد زشتی یا بیارزشی است. به طور کلی، این شعر به وضعیت افرادی میپردازد که از واقعیت دور شده و در خیال خود غرق شدهاند.
در زمستانشان اگر محبوس کرد
آن غرابان را خدا طاووس کرد
هوش مصنوعی: اگر خدا در زمستان آن کلاغها را به بند کشیده باشد، پس به آنها زیبایی و جلوهای مانند طاووس عطا کرده است.
در زمستانشان اگر چه داد مرگ
زندهشان کرد از بهار و داد برگ
هوش مصنوعی: در زمستان، هرچند که مرگ به آنها نزدیک میشود، اما زندگی دوبارهای از بهار و جوانه زدن برگها به آنها باز میگردد.
منکران گویند خود هست این قدیم
این چرا بندیم بر رب کریم
هوش مصنوعی: کسانی که وجود خدا را انکار میکنند میگویند که این جهان و همه چیز آن از لحاظ طبیعی وجود دارد و نیازی به خالق ندارد؛ اما ما چرا باید به خداوند مهربان ایمان بیاوریم و او را بپرستیم؟
کوری ایشان درون دوستان
حق برویانید باغ و بوستان
هوش مصنوعی: کوری و نادانی آنها باعث رشد و شکوفایی خوبیها و زیباییها در دوستان واقعیشان میشود.
هر گلی کاندر درون بویا بود
آن گل از اسرار کل گویا بود
هوش مصنوعی: هر گلی که در دل باغ خوشبو است، نشاندهندهای از اسرار بزرگ و پنهان است.
بوی ایشان رغم آنف منکران
گرد عالم میرود پردهدران
هوش مصنوعی: عطر وجود آنان، با وجود نداشتن اعتراف منکران، در سراسر دنیا پراکنده میشود و پردهها را کنار میزند.
منکران همچون جعل زان بوی گل
یا چو نازک مغز در بانگ دهل
هوش مصنوعی: کسانی که منکر حقایق هستند، مانند بوی گل که مصنوعی به نظر میرسد یا مانند مغز نازکی که صدای بلندی از طبل ایجاد میکند، فاقد عمق و حقیقت هستند.
خویشتن مشغول میسازند و غرق
چشم میدزدند ازین لمعان برق
هوش مصنوعی: آنان به خود مشغول میشوند و در میان زیباییهای درخشان، به تماشای دیگران مینشینند.
چشم میدزدند و آنجا چشم نی
چشم آن باشد که بیند مامنی
هوش مصنوعی: افرادی که به دقت نگاه میکنند، در حقیقت از نقطهای دور مشغول رصد کردن هستند و کسانی که بیشتر از دیگران میبینند، در موقعیت امنتری قرار دارند.
چون ز گورستان پیمبر باز گشت
سوی صدیقه شد و همراز گشت
هوش مصنوعی: وقتی از قبرستان پیامبر بازگشت، به سوی صدیقه رفت و با او راز و گفتگو کرد.
چشم صدیقه چو بر رویش فتاد
پیش آمد دست بر وی مینهاد
هوش مصنوعی: چشمان صدیقه وقتی به او نگاه کرد، به سمتش رفت و دستش را بر روی او گذاشت.
بر عمامه و روی او و موی او
بر گریبان و بر و بازوی او
هوش مصنوعی: بر روی عمامه و در موهایش، بر گریبانش و بر بازویش.
گفت پیغامبر چه میجویی شتاب
گفت باران آمد امروز از سحاب
هوش مصنوعی: پیامبر پرسید که چه چیزی را به سرعت دنبال میکنی. در پاسخ گفتند که امروز باران از آسمان میبارد.
جامههاات میبجویم در طلب
تر نمییابم ز باران ای عجب
هوش مصنوعی: در جستجوی لباسهایت هستم، اما به دلیل باران چیزی پیدا نمیکنم، چقدر عجیب است!
گفت چه بر سر فکندی از ازار
گفت کردم آن ردای تو خمار
هوش مصنوعی: سخن از این است که شخصی میپرسد: چه کردی با لباس و عبا؟ و جواب میدهد: آن را به حالت مستی و سرخوشی بر تن کردم.
گفت بهر آن نمود ای پاکجیب
چشم پاکت را خدا باران غیب
هوش مصنوعی: خداوند به خاطر پاکی و صفای خالصانهات، برکت و نعمتهای نادیدنی به تو میدهد.
نیست آن باران ازین ابر شما
هست ابری دیگر و دیگر سما
هوش مصنوعی: این باران که میبارد، به خاطر ابر شما نیست؛ بلکه ابر دیگری در کار است و باران از آن ناشی میشود.