برگردان به زبان ساده
تا عمر آمد ز قیصر یک رسول
در مدینه از بیابان نغول
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی به اوج خود رسید، یک فرستاده از قیصر به شهر مدینه آمد، او از دل بیابانها میآمد.
گفت کو قصر خلیفه ای حشم
تا من اسپ و رخت را آنجا کشم
هوش مصنوعی: گفت کجا هست کاخ خلیفۀ بزرگ تا من اسب و تجهیزات خود را به آنجا ببرم؟
قوم گفتندش که او را قصر نیست
مر عمر را قصر، جان روشنیست
هوش مصنوعی: مردم میگویند که او صاحب قصر نیست، اما روحش روشن و زندگیاش با کمال و زیبایی پر است.
گرچه از میری ورا آوازهایست
همچو درویشان مر او را کازهایست
هوش مصنوعی: اگرچه از میران و کافیها صدای او بلند است، اما او مانند درویشان زندگی ساده و بیاعتنایی دارد.
ای برادر چون ببینی قصر او
چونک در چشم دلت رُستهست مو
هوش مصنوعی: ای برادر، وقتی قصر او را میبینی، در دل خودت آن را کوچک ببین و به آن چندان اهمیت نده.
چشم دل از مو و علت پاک آر
وانگه آن دیدار قصرش چشم دار
هوش مصنوعی: چشم دل خود را از هرگونه زینت و دلیلی پاک کن، سپس میتوانی دیدار قصر او را با چشمان خود تجربه کنی.
هر که را هست از هوسها جان پاک
زود بیند حضرت و ایوان پاک
هوش مصنوعی: هر کسی که از خواستهها و هوسها پاک باشد، میتواند به سرعت به مقام و جایگاه والای معنوی دست یابد.
چون محمد پاک شد زین نار و دود
هر کجا رو کرد وجه الله بود
هوش مصنوعی: وقتی محمد از آتش و دود رهایی یافت و پاک شد، هر جا که روی آورد، نشان و جلوهای از الله بود.
چون رفیقی وسوسهٔ بدخواه را
کی بدانی ثم وجه الله را
هوش مصنوعی: وقتی رفیقی در کنارت هست، چگونه میتوانی وسوسههای بدخواهی را تشخیص دهی؟ پس به چهره خداوند توجه کن.
هر که را باشد ز سینه فتح باب
بیند او بر چرخ دل صد آفتاب
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش از عشق و شوق به پیروزی و موفقیت سرشار باشد، در زندگیاش نور و روشنیهای زیادی میبیند.
حق پدیدست از میان دیگران
همچو ماه اندر میان اختران
هوش مصنوعی: حقیقت همانند ماهی میدرخشد که در میان ستارهها قرار دارد و از دیگران متمایز است.
دو سر انگشت بر دو چشم نه
هیچ بینی از جهان انصاف ده
هوش مصنوعی: با قرار دادن دو سر انگشت بر روی چشمانت، نمیتوانی چیزی از دنیای اطراف را ببینی، پس انصاف را درک کن.
گر نبینی این جهان معدوم نیست
عیب جز ز انگشت نفس شوم نیست
هوش مصنوعی: اگر به این جهان ننگری، گمان نکن که غیروجود دارد؛ تنها ایراد از نفس بد خود ماست.
تو ز چشم انگشت را بَردار هین
وانگهانی هرچه میخواهی ببین
هوش مصنوعی: با دقت به آنچه میبینی، هر آنچه که میخواهی را در نظر بگیر و تصور کن.
نوح را گفتند امت کو ثواب
گفت او زان سوی واستغشوا ثیاب
هوش مصنوعی: نوح را گفتند: امت تو کجاست که پاداش ببرند؟ او پاسخ داد: آنها در آن سوی هستند و لباسهای خود را به دور خود پیچیدهاند.
رو و سر در جامهها پیچیدهاید
لاجرم با دیده و نادیدهاید
هوش مصنوعی: شما خود را در پوششها پنهان کردهاید، بنابراین هم با چشمانتان و هم بدون دیدن، در حال مشاهده هستید.
آدمی دیدست و باقی پوستست
دید آنست آن که دید دوستست
هوش مصنوعی: انسان فقط ظواهر را میبیند، اما آنچه واقعاً مهم است و ارزش دارد، شناخت درون و ذات شخص است. این شناخت، به احساسی عمیق از دوستی و ارتباط واقعی منجر میشود.
چونک دید دوست نبود کور به
دوست کو باقی نباشد دور به
هوش مصنوعی: زمانی که محبت و دوستی از بین برود، دیگر چیزی از آن باقی نخواهد ماند. تنها در صورت وجود دوستی واقعی است که میتوان به ارتباط و نزدیکی ادامه داد.
چون رسول روم این الفاظ تر
در سماع آورد شد مشتاقتر
هوش مصنوعی: وقتی پیامآور روم این کلمات زیبا را در گوشها شنید، بیشتر به آن جذب و علاقهمند شد.
دیده را بر جستن عمر گماشت
رخت را و اسپ را ضایع گذاشت
هوش مصنوعی: چشم را به جستوجوی عمر سپرد و لباس و اسب را فراموش کرد.
هر طرف اندر پی آن مرد کار
میشدی پرسان او دیوانهوار
هوش مصنوعی: در هر سو به دنبال آن مرد مشغول پرسش میشدی، به شیوهای دیوانهوار.
کین چنین مردی بود اندر جهان
وز جهان مانند جان باشد نهان
هوش مصنوعی: این مرد در دنیا وجود دارد و مانند جان در دل جهان پنهان است.
جست او را تاش چون بنده بود
لاجرم جوینده یابنده بود
هوش مصنوعی: وقتی که انسان به دنبال چیزی باشد، به خاطر تلاشی که میکند، در نهایت آن را پیدا خواهد کرد.
دید اعرابی زنی او را دخیل
گفت عمر نک به زیر آن نخیل
هوش مصنوعی: عرابی زنی را دید و به او گفت: «عمر، نه زیر این درخت نخل، بلکه به زیر آن باید برود».
زیر خرمابن ز خلقان او جدا
زیر سایه خفته بین سایهٔ خدا
هوش مصنوعی: زیر درخت خرما، فردی از انسانها جدا و مستقل است. در زیر سایه، او در آرامش است و در واقع در سایهٔ خدا قرار دارد.