برگردان به زبان ساده
زاغ چون بشنود آمد از حسد
با سلیمان گفت کو کژ گفت و بَد
هوش مصنوعی: زاغ وقتی متوجه حسادت خود شد، به سلیمان گفت: "کجاست؟" و چیزی ناپسند گفت و بدی کرد.
از ادب نبود به پیش شَه مقال
خاصه خودلاف دروغین و محال
هوش مصنوعی: به خاطر ادب، نباید در پیش فرمانروا سخن بیمورد یا دروغین گفت، زیرا این کار ناپسند است.
گر مر او را این نظر بودی مُدام
چون ندیدی زیر مشتی خاکْ دام
هوش مصنوعی: اگر تو همیشه به این فکر بودی، پس چرا او را در زیر یک مشت خاک نمیبینی؟
چون گرفتار آمدی در دامْ او
چون قفس اندر شدی ناکام او
هوش مصنوعی: وقتی که در دام او گرفتار شدی، مانند این است که در قفس به دام افتادهای و امیدواریت را از دست دادهای.
پس سلیمان گفت ای هدهد رواست
کز تو در اوّل قدح این دُرد خاست
هوش مصنوعی: سلیمان به هدهد گفت: درست است که تو از ابتدا خبر این ماجرا را برای من آوردی.
چون نمایی مستی ای خورده تو دوغ
پیش من لافی زنی آنگه دروغ
هوش مصنوعی: وقتی که تو به من نشان میدهی که مستی و دوغ نوشیدهای، آن وقت از خودت کلامی به میان میآوری، اما در واقع، این حرفها پایه و اساسی ندارد.