برگردان به زبان ساده
گفت بسم الله بیا تا او کجاست
پیش در شو گر همی گویی تو راست
هوش مصنوعی: او گفت: با نام خدا پیش رویم، بیا ببینیم او کجاست. اگر تو راست میگویی، جلوتر برو.
تا سزای او و صد چون او دهم
ور دروغست این سزای تو دهم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم جزای او و امثال او را بدهم، این جزا را به تو هم میدهم؛ و اگر این قضیه نادرست باشد، باز هم تو سزاوار آن خواهی بود.
اندر آمد چون قلاووزی به پیش
تا برد او را به سوی دام خویش
هوش مصنوعی: یک شخص به طور پنهانی و زیرکانه وارد صحنه میشود و هدفش این است که دیگران را به سمت دام و تلهاش بکشد.
سوی چاهی کو نشانش کرده بود
چاه مَغ را دام جانش کرده بود
هوش مصنوعی: به طرف چاهی که نشانهاش کرده بود رفت، اما چاه مغز او را گرفتار کرده بود و جانش را به دام انداخته بود.
میشدند این هر دو تا نزدیک چاه
اینت خرگوشی چو آبی زیر کاه
هوش مصنوعی: دو خرگوش در کنار چاهی قرار میگرفتند و در زیر کاهی، آبی وجود داشت.
آبْ کاهی را به هامون میبرد
آب کوهی را عجب چون میبَرد
هوش مصنوعی: آب کم عمق و سطحی به راحتی به دریاچه هامون منتقل میشود، اما آب عمیق و پر فشار که از کوهها میآید، چگونه به چنین جایی میرسد!
دام مکر او کمند شیر بود
طرفه خرگوشی که شیری میربود
هوش مصنوعی: دامی که او با تدبیرش برای شکار گذاشته بود، به مانند کمند شیر بود و جالب اینجاست که این دام، خرگوشی را به چنگ میآورد که شیر را فریب میداد.
موسیی فرعون را با رود نیل
میکُشد با لشکر و جمع ثقیل
هوش مصنوعی: موسی فرعون را با نیل دریا غرق میکند، او را با سپاهی بزرگ و پرتوان شکست میدهد.
پشّهای نمرود را با نیم پر
میشکافد بیمحابا دَرزِ سر
هوش مصنوعی: پشهای با بیپروا و بدون ترس میتواند نمرود را که قدرتی بزرگ است، با نیمی از بالش آسیب بزند و از او عبور کند.
حالِ آن کو قول دشمن را شنود
بین جزای آنک شد یار حسود
هوش مصنوعی: کسی که به حرف دشمن گوش میدهد، باید بداند که عاقبت این کار چقدر میتواند برایش خطرناک باشد و چه عواقب تلخی به همراه داشته باشد.
حالِ فرعونی که هامان را شنود
حال نمرودی که شیطان را شنود
هوش مصنوعی: حال فرعونی که میشنید هامان چه میگوید، مانند حال نمرودی است که از شیطان حرف شنید.
دشمن ار چه دوستانه گویدت
دام دان گرچه ز دانه گویدت
هوش مصنوعی: اگرچه دشمن با زبانی دوستانه با تو صحبت میکند، اما بهتر است هوشیار باشی و بدانی که او ممکن است به تو آسیبی برساند، حتی اگر حرفهایش به ظاهر شیرین و دلپذیر باشد.
گر ترا قندی دهد آن زهر دان
گر بتن لطفی کند آن قهر دان
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو قند بدهد، بدان که آن سم است، و اگر با قهر و خشم هم به تو لطف کند، بدان که این هم حقی نیست.
چون قضا آید نبینی غیر پوست
دشمنان را باز نشناسی ز دوست
هوش مصنوعی: زمانی که سرنوشت فرا برسد، دیگر نمیتوانی غیر از ظاهر دشمنان را ببینی و از دوستان باز نخواهی توانست تمایز قائل شوی.
چون چنین شد ابتهال آغاز کن
ناله و تَسبیح و روزه ساز کن
هوش مصنوعی: وقتی که چنین شد، شروع به دعا و طلب آمرزش کن و ناله و ستایش خدا را به جا بیاور و روزه بگیر.
ناله میکن کای تو عَلّام الغیوب
زیرِ سنگِ مَکرِ بد ما را مکوب
هوش مصنوعی: بیا و به من توجه کن که ای آگاهی از همه اسرار، زیر بار ظلم و نیرنگ ما را له نکن.
گر سگی کردیم ای شیرآفرین
شیر را مگمار بر ما زین کمین
هوش مصنوعی: اگر ما مانند سگان عمل کردیم، ای خالق شیر، تو هم بر ما مانند شیر خشمگین نشو و از این کمین بر ما نلغز.
آبِ خوش را صورت آتش مدِه
اندر آتش صورتِ آبی منه
هوش مصنوعی: آب خوش را با آتش قاطی نکن و در آتش هم تصویری از آب نزن.
از شراب قهر چون مستی دهی
نیستها را صورتِ هستی دهی
هوش مصنوعی: وقتی از شراب قهر مینوشی، به چیزی که وجود ندارد، شکلی از وجود میدهی.
چیست مستی بندِ چشم از دیدِ چشم
تا نُماید سنگْ گوهرْ پَشمْ یشم
هوش مصنوعی: مستی آن است که وقتی چشم از دیدن دیگران باز میشود، انسان میتواند سنگ را به جواهر و پشم را به یشم تبدیل کند. به عبارت دیگر، در حالت بیخبری و غفلت، ارزشها و زیباییهای واقعی نادیده گرفته میشوند.
چیست مستی حسّها مُبدَل شدن
چوبِ گَز اندر نظر صَندل شدن
هوش مصنوعی: مستی حسها به معنای تحول و تغییر در ادراک و احساسات است؛ اینکه چگونه یک چیز معمولی مانند چوب گز میتواند با تغییر دیدگاه، به چیزی با ارزش مانند صندل تبدیل شود.