برگردان به زبان ساده
در شدن خرگوش بس تأخیر کرد
مکر را با خویشتن تَقریر کرد
خرگوش برای رفتن بسیار تاخیر کرد و در این تأخیر با خود به گفتگو پرداخت.
در ره آمد بعد تأخیر دراز
تا به گوش شیر گوید یک دو راز
هوش مصنوعی: پس از مدت طولانی و تعویق، به راه رسید و به شیر نزدیک شد تا چند راز را با او در میان بگذارد.
تا چه عالَمهاست در سودای عقل
تا چه با پهناست این دریای عقل
هوش مصنوعی: بسیاری از دنیای عقل و تفکر وجود دارد و این دریا آنقدر وسیع و فراخ است که نشانههایی از بینهایتی را در خود دارد.
صورت ما اندرین بحر عِذاب
میدود چون کاسهها بر رویِ آب
هوش مصنوعی: صورت ما در این دریای عذاب مانند کاسههایی است که روی آب شناور میشوند.
تا نشد پُر بَر سَر دریا چو تَشت
چونکه پر شد تشت در وی غرق گشت
هوش مصنوعی: تا زمانی که پر بر روی دریا نرفت و در تشت قرار نگرفت، در دریا غرق نشد. وقتی تشت پر شد، دیگر نمیتوانست از غرق شدن در امان باشد.
عقل پنهانست و ظاهِر عالَمی
صورت ما موج یا از وی نَمی
هوش مصنوعی: عقل در درون ما پنهان است و دنیای بیرونی فقط نمایی از وجود ماست و از آن نشأت میگیرد.
هر چه صورت بی وسیلت سازدش
زآن وسیلت بحر دور اندازدش
هوش مصنوعی: هر چیزی که شما به عنوان ابزار استفاده میکنید، میتواند شما را به دورترها و افقهای جدیدی برساند.
تا نبیند دلْ دهندهٔ راز را
تا نبیند تیرْ دورانداز را
هوش مصنوعی: تا وقتی که دل کسی که راز را میداند، چیزی را نبیند، مانند این است که تیر کماندار هم دور از دسترس است و به هدف نمیرسد.
اسپِ خود را یاوه داند وز ستیز
میدواند اسپ خود در راه تیز
هوش مصنوعی: اسب خود را بیفایده میداند و از درگیریها دوری میکند، در حالی که میدود و در مسیر با سرعت حرکت میکند.
اسپ خود را یاوه داند آن جَواد
و اسپْ خود او را کشان کرده چو باد
سوارکار، اسب خود را بیفایده میداند، در حالی که این اسب او را به سرعت و قدرت به جلو میراند، گویی که چون باد در حال حرکت است.
در فغان و جُست و جو آن خیرهسَر
هر طرف پُرسان و جویان در بهدَر
هوش مصنوعی: او به شدت در حال ناله و جست و جو است و مانند کسی که ناامید شده، به هر طرف سرک میکشد و در پی چیزی میگردد.
کانکه دُزدید اسپ ما را کو و کیست
این که زیر ران تُست ای خواجه چیست
کیست که اسب ما را دزدیده است؟ ای صاحب اسب!پس این وسیله ای که زیر پای توست اسمش چیست؟
آری این اسپست لیک این اسپ کو
با خود آی ای شهسوار اسپْجو
هوش مصنوعی: بله، این اسب وجود دارد، اما این اسب کجاست؟ ای سوارکار شجاع، با خود بیاور.
جان ز پیدایی و نزدیکیست گُم
چون شکم پر آب و لب خشکی چو خُم
هوش مصنوعی: وجود انسان به دلیل وجود زیبایی و نزدیکی به آن است که در میانه زندگی گم شده و همچون شکمی پر از آب و لبهایی خشک به نظر میرسد.
تا نبینی سرخ و سبز و بور را
کی ببینی پیش ازین سه نور را
فور: بور
لیک چون در رنگ گُم شد هوش تو
شد ز نور آن رنگها روپوش تو
هوش مصنوعی: اما زمانی که در رنگها گم شدی، ذهن تو از نور آن رنگها پوشیده گشت.
چونکه شب آن رنگها مستور بود
پس بدیدی دید رنگ از نور بود
هوش مصنوعی: وقتی شب فرا میرسد و رنگها پنهان میشوند، میتوانی در نور روز تشخیص دهی که رنگها چگونهاند.
نیست دیدِ رنگ بینور برون
همچنین رنگِ خیال اندرون
هوش مصنوعی: رنگی که به خاطر نبود نور دیده نمیشود، مانند رنگ خیالی است که در درون ما وجود دارد.
این برون از آفتاب و از سُها
واندرون از عکس انوار عُلا
هوش مصنوعی: این شخص از نور خورشید و ستارهها جداست و در درونش نور معنوی بزرگی وجود دارد.
نورِ نورِ چشم خود نور دلست
نورِ چشم از نورِ دلها حاصلست
هوش مصنوعی: روشنی و زیبایی دل، خود از عشق و محبت نشأت میگیرد و این روشنایی چشمان ما نیز نتیجهی این عشق و حال دلهاست.
باز نورِ نورِ دل نور خداست
کاو ز نور عقل و حسْ پاک و جداست
هوش مصنوعی: نور دل، نوری است که در واقع تجلی نور خداوند است و این نور از عقل و حواس پاک و جدا میباشد.
شب نبُد نور و ندیدی رنگها
پس به ضدّ نور پیدا شد ترا
هوش مصنوعی: شب که تاریکیاش هیچ نوری ندارد و رنگها هم دیده نمیشوند، در حقیقت تو وقتی به روشنایی نگاه میکنی که نور نباشد و فقط با تضاد آن میتوانی خودت را بشناسی.
دیدن نورست، آنگه دیدِ رنگ
وین به ضدِّ نور دانی بیدرنگ
هوش مصنوعی: دیدن نور باعث میشود که رنگها را ببینیم و این نکته را بهطور فوری متوجه میشویم که رنگها به نوعی برعکس نور هستند.
رنج و غم را حق پی آن آفرید
تا بدین ضِدْ خوشدلی آید پدید
هوش مصنوعی: رنج و غم به عنوان بخشی از زندگی به وجود آمدهاند تا انسان بتواند شادی و خوشحالی را درک کند و ارزش آن را بهتر بفهمد.
پس نهانیها به ضِد پیدا شود
چونک حق را نیست ضد پنهان بود
هوش مصنوعی: پس ویژگیهای پنهان به طور طبیعی جلوهگر میشوند، زیرا حقیقت هیچ گاه نمیتواند جنبهای پنهان و متضاد داشته باشد.
که نظر بر نور بود آنگه به رنگ
ضد به ضد پیدا بود چون روم و زنگ
هوش مصنوعی: هرگاه به نور و روشنایی توجه کنیم، متوجه میشویم که رنگها و جلوهها به صورت متضاد و متفاوت نمایان میشوند، مانند تضاد میان خواب و بیداری.
پس به ضدِّ نور دانستی تو نور
ضدِّ ضد را مینماید در صدور
هوش مصنوعی: پس از طریق شناخت از نور، متوجه میشوی که ضد نور، خود را در مقابل نور دیگر نشان میدهد.
نورِ حق را نیست ضدی در وجود
تا به ضدْ او را توان پیدا نمود
هوش مصنوعی: نور حق هیچ گونه ضدی در وجود ندارد تا بتوان بر اساس آن به مقابله یا تضاد با آن پرداخت.
لاجرم ابصار ما لا تُدْرِکُه
و هو یُدرِک بین تو از موسی و کُه
هوش مصنوعی: از این رو چشمان ما آنچه را نمیتوانند ببینند، درک نمیکنند، اما آنچه را که بین تو و موسی است، او درک میکند.
صورت از معنی چو شیر از بیشه دان
یا چو آواز و سخن ز اندیشه دان
هوش مصنوعی: ظاهر و نمایی که از خاطر و اندیشه به وجود میآید، مثل این است که شیر از جنگل (بیشه) برمیخیزد یا مانند صدایی است که از اندیشه و فکر صادر میشود.
این سخن و آوازْ از اندیشه خاست
تو ندانی بحرِ اندیشه کجاست
هوش مصنوعی: این صحبت و آهنگ از عمق فکر و اندیشه نشأت گرفته است و تو نمیدانی که عمق این اندیشه کجا قرار دارد.
لیک چون موج سخن دیدی لطیف
بحر آن دانی که باشد هم شریف
هوش مصنوعی: اما وقتی که موج کلام را دیدی، مانند دریا میفهمی که چه چیز پاک و شریفی در آن نهفته است.
چون ز دانش موجِ اندیشه بتاخت
از سخن و آواز او صورت بساخت
هوش مصنوعی: وقتی که دانش و تفکر او به جنبش درآمد، از کلام و صدایش تصویری زیبا و شگفت انگیز خلق کرد.
از سخن صورت بزاد و باز مُرد
موجْ خود را باز اندر بحر بُرد
هوش مصنوعی: از حرف و گفتار، معنی و مفهوم شکل میگیرد و دوباره انسان، خود را در دریا (زندگی) رها میکند.
صورت از بیصورتی آمد برون
باز شد که اِنّا اِلَیْه راجِعوُن
هوش مصنوعی: چهره از بیچهرگی خارج شد و دوباره آزاد شد، که به سوی او بازخواهیم گشت.
پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتیست
مصطفی فرمود دنیا ساعتیست
هوش مصنوعی: مرگ و بازگشت به زندگی برای تو هر لحظه وجود دارد. پیامبر فرمود که دنیا تنها یک لحظه یا ساعتی بیشتر نیست.
فکر ما تیریست از هو در هوا
در هوا کی پاید آید تا خدا
هوش مصنوعی: اندیشه ما مانند تیری است که در فضا پرتاب شده، اما در این فضا، چه زمانی به مقصد خواهد رسید و به خداوند نائل میشود؟
هر نفس نو میشود دنیا و ما
بیخبر از نو شدن اندر بقا
هوش مصنوعی: هر لحظه دنیا دچار تغییر و تحول میشود، اما ما از این دگرگونیها و زیباییهای نوین غافل هستیم و همچنان به زندگی ادامه میدهیم.
عُمر همچون جوی نو نو میرسد
مستمِرّی مینماید در جسد
هوش مصنوعی: عمر انسان مانند جوی آبی تازه و نو به نظر میرسد، اما در واقع، همواره در حال گذر و تغییر است و احساس حیات را در وجود او زنده نگه میدارد.
آن ز تیزی مُستمِر شکل آمدهست
چون شَرَرْ کش تیز جنبانی بدَست
در نتیجه حرکت و سرعت است که مستمر به نظر میرسد مانند وقتی که اخگر و شرری که تند جنبانده میشود (به شکل خطی) مستمر و پیوسته دیده میشود.
شاخِ آتش را بجنبانی بساز
در نظر آتش نماید بس دراز
بهساز یعنی با ریتم و حرکت تکراری
این درازی مُدّت از تیزیّ صُنع
مینماید سُرعتانگیزیّ صُنع
هوش مصنوعی: این مدت طولانی باعث میشود که هنر و صنعت به پیشرفت و سرعت بیشتری دست پیدا کند.
طالب این سِرّ اگر علّامهایست
نک حسامالدّین که سامی نامهایست
هوش مصنوعی: اگر کسی در پی فهم این راز است و دانشمندی میباشد، او همان حسامالدین است که نامهای از طرف سامی دارد.