برگردان به زبان ساده
جمله گفتند ای وزیر انکار نیست
گفتِ ما چون گفتنِ اغیار نیست
هوش مصنوعی: همه گفتند ای وزیر، انکار نمیشود که ما چون سخن دیگران را میگوییم، نیستیم.
اشکِ دیدهست از فراقِ تو دوان
آهِ آهست از میان جان روان
هوش مصنوعی: چشمها با اشک از دوری تو پر شده و جانم به درد و ناله میآید.
طفل با دایه نه استیزد ولیک
گرید او گرچه نه بَد داند نه نیک
هوش مصنوعی: کودک به خاطر وابستگی به پرستارش، نمیتواند با او بدرفتاری کند، اما اگر احساس ناراحتی کند، گریه میکند، حتی اگر نتواند تشخیص دهد که چه چیزی خوب یا بد است.
ما چو چنگیم و تو زخمه میزنی
زاری از ما نه تو زاری میکنی
هوش مصنوعی: ما شبیه سازهای موسیقی هستیم که تو بر ما نواختهای. حالی که از ما میکشی، نشاندهندهی غم و اندوه تو نیست، بلکه تو خود در این وضعیت احساس میکنی.
ما چو ناییم و نوا در ما ز توست
ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست
هوش مصنوعی: ما مانند نای هستیم که آواز و نغمهاش از تو نشأت میگیرد؛ همچنین مانند کوه هستیم که صدایش از تو ناشی میشود.
ما چو شطرنجیم اندر بُرد و مات
بُرد و مات ما ز توست ای خوش صفات
هوش مصنوعی: ما مانند مهرههای شطرنج هستیم که در بازی برد و باخت موفقیت و شکست، همهچیز به تو بستگی دارد ای با صفات خوش.
ما که باشیم ای تو ما را جانِ جان
تا که ما باشیم با تو درمیان
هوش مصنوعی: ما چه کسانی هستیم، ای محبوب؛ تو که جان جان ما هستی، تا زمانی که ما وجود داریم، با تو در ارتباط خواهیم بود.
ما عدمهاییم و هستیهای ما
تو وجودِ مُطلقی فانینُما
هوش مصنوعی: ما وجودهایی هستیم که در حقیقت عدم را تجربه میکنیم و هستی ما در وجود تو، که به عنوان وجودی تمام و نامیرا به شمار میآید، جلوهگر است.
ما همه شیران ولی شیر عَلم
حملهشان از باد باشد دمبهدم
تمثیل نسبت وجود ما به وجود تو مانند حملات و حرکتهای شیرهایی است که بر پرچم نقش بسته است، آن شیر ها حرکت میکنند و به ظاهر تکاپویی دارند که ممکن است بتوان به تمثیل آن را حمله شیر دانست اما درواقع حرکت شیر منقوش روی پرچم از وزش باد است و حرکتی از خود ندارد. حرکت آنها نشانه از وجود بادی است که به پرچم میوزد و پرچم رابه حرکت در می آورد. ما نیز همه تکاپویمان از وجود تو ناشی میشود. در سفری که ناصرالدین شاه قاجار به خراسان میرفت در سبزوار به حضور حاج ملاهادی سبزواری حکیم شرفیاب شد، در ضمن مذاکرات از مرحوم حاجی پرسید مقصود مولوی از این بیت چیست؟ حکیم فرمود: لاحول و لا قوه الا بالله را ترجمه میکند.
حملهشان پیدا و ناپیداست باد
آنک ناپیداست هرگز گُم مباد
هوش مصنوعی: حملهی آنها به وضوح محسوس است، و در عین حال، چنان که باد ناپیداست، خطراتی نیز وجود دارد که به آسانی قابل مشاهده نیستند. نباید این خطرات را نادیده گرفت و از آنها غافل شد.
بادِ ما و بودِ ما از دادِ توست
هستی ما جمله از ایجادِ توست
هوش مصنوعی: باد و وجود ما به خاطر لطف و رحمت توست، هستی ما به طور کامل از خلقت و ایجاد تو ناشی میشود.
لذّت هستی نمودی نیست را
عاشق خود کرده بودی نیست را
هوش مصنوعی: لذت زندگی را به نمایش گذاشتهای، ولی آن را از نظر پنهان کردهای. عشق تو به چیزهایی که وجود ندارند، نشاندهنده این است که خود را به آنها وابسته کردهای.
لذّت انعامِ خود را وا مگیر
نُقل و باده و جامِ خود را وا مگیر
هوش مصنوعی: از لذتهای مادی و ظاهری مثل می و جام فاصله بگیر و به نعمتهای الهی و روحانی توجه کن.
ور بگیری کیت جُست و جو کند
نقش با نقّاش چون نیرو کند
هوش مصنوعی: اگر بگذاری که کیت جستجو کند، نقشش را با هنرمند خلق میکند مانند نیرویی که کار میکند.
منگر اندر ما مکن در ما نظر
اندر اِکرام و سخای خود نگر
هوش مصنوعی: به خود ننگر و به ما نگاه نکن، بلکه به بزرگمنشی و سخاوت خودت توجه کن.
ما نبودیم و تقاضامان نبود
لطفِ تو ناگفتهٔ ما میشنود
هوش مصنوعی: ما در آنجا نبودیم و خواستهای از تو نداشتیم، اما محبت تو به خوبی به ما منتقل میشود و به نوعی از ما شنیده میشود.
نقش باشد پیشِ نقّاش و قلم
عاجز و بسته چو کودک در شکم
هوش مصنوعی: تصویر و خلاقیت به دست نقاش است و قلم نمیتواند به تنهایی کاری انجام دهد، مانند کودکی که هنوز در شکم مادر است و ناتوان از ایفای نقش خود میباشد.
پیشِ قدرت خلقْ جمله بارگه
عاجزان چون پیشِ سوزن کارگه
هوش مصنوعی: در برابر قدرت خالق، همه مخلوقات مانند افراد ناتوان در مقابل سوزن یک کارگاه هستند.
گاه نقشش دیو و گَه آدم کند
گاه نقشش شادی و گه غم کند
هوش مصنوعی: گاهی به شکل دیو ظاهر میشود و گاهی به شکل انسان، گاهی موجب شادی میشود و گاهی باعث غم.
دست نِه تا دست جنباند به دفع
نطق نِه تا دَم زند در ضَرّ و نفع
هوش مصنوعی: دست نه تا به حرکت درآمده تا سخن بگوید و تا نفس بکشد و در سود و زیان تأثیر بگذارد.
تو ز قرآن بازخوان تفسیرِ بیت
گفت ایزد «مَا رَمَيۡتَ إِذۡ رَمَيۡتَ»
هوش مصنوعی: خدای بزرگ میگوید که تو تیر نینداختی، بلکه من بودم که این کار را انجام دادم.
گر بپرّانیم تیر آن نه ز ماست
ما کمان و تیراندازش خداست
هوش مصنوعی: اگر تیر را پرتاب کنیم، این کار از ما نیست. ما فقط کمان و تیراندازیم، و سازنده و نیروی واقعی این عمل خداست.
این نه جَبر این معنی جبّاری است
ذکرِ جبّاری برای زاری است
هوش مصنوعی: این وضعیت به اجبار نیست، بلکه به نوعی تقدیر و قضاوت میرسد. یادآوری این تقدیر تنها برای ابراز درد و اندوه است.
زاری ما شد دلیل اضطرار
خجلت ما شد دلیل اختیار
هوش مصنوعی: گریه و زاری ما نشانهای از نیاز و بیتابی ماست و شرمساری ما نیز نشانهای از انتخاب و آزادی ما به حساب میآید.
گر نبودی اختیارْ این شرم چیست
وین دریغ و خجلت و آزرم چیست
هوش مصنوعی: اگر اختیار و انتخابی در کار نبود، این شرم و خجالت چه معنایی داشت؟ و این احساس تأسف و حیای ما از چیست؟
زَجرِ شاگردان و استادان چراست
خاطر از تدبیرها گردان چراست
هوش مصنوعی: زحمت و سختی که شاگردان و استادان میکشند، برای چیست و چرا دلها تحت فشار تدبیرها و تدبیر کردنها آشفته است؟
ور تو گویی غافل است از جَبرْ او
ماهِ حق پنهان کند در ابرْ رو
هوش مصنوعی: اگر بگویی که او از قضا و تقدیر غافل است، ماه حقیقت را در ابر پنهان میکند.
هست این را خوش جواب ار بشنوی
بگذری از کفر و در دین بِگروی
هوش مصنوعی: اگر این صحبت را بشنوی و به آن توجه کنی، بهراحتی از کفر عبور کرده و به دین و ایمان واقعی دست مییابی.
حسرت و زاری گَهِ بیماری است
وقت بیماری همه بیداری است
هوش مصنوعی: گاهی اوقات احساس افسوس و نارضایتی بیماری است؛ اما در زمان بیماری، آگاهی و بیداری بیشتری داریم.
آن زمان که میشوی بیمارْ تو
میکنی از جُرم استغفار تو
هوش مصنوعی: زمانی که بیمار میشوی، تو از گناهانت عذرخواهی میکنی و به درگاه خداوند توبه میکنی.
مینماید بر تو زشتیّ گُنه
میکنی نیّت که باز آیم به رَه
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زشتی کارهایت بر تو آشکار شده است، اما تو با نیت خوب میخواهی بار دیگر به راه بازگردی.
عهد و پیمان میکنی که بعد ازین
جز که طاعت نبوَدم کاری گزین
هوش مصنوعی: تو قول میدهی که از این به بعد تنها به اطاعت من بپردازی و هیچ کار دیگری نمیکنی.
پس یقین گشت این که بیماری تو را
میببخشد هوش و بیداری تو را
هوش مصنوعی: بنابراین، مشخص شد که بیماری تو میتواند هوش و بیداریات را افزایش دهد و به تو کمک کند.
پس بِدان این اصل را ای اصلجو
هر که را دَردست، او بُردهست بو
هوش مصنوعی: پس بدان این قانون را ای کسی که به دنبال اصل و حقیقت هستی، هر کسی که در دست توست، او به معنای واقعی تحت کنترل تو قرار دارد.
هر که او بیدارتر پُردَردتر
هر که او آگاهتر رخزردتر
هوش مصنوعی: هر کس که بیشتر بیدار و هشیار باشد، درد و رنج بیشتری را نیز متحمل میشود؛ و هر کس که آگاهی بیشتری دارد، از غم و اندوه بیشتر رنج میبرد.
گر ز جَبرش آگهی زاریت کو
بینشِ زنجیرِ جبّاریت کو
هوش مصنوعی: اگر از سرنوشت خود آگاه باشی، باید گریه و زاریات را ببینی و اگر به عمق بندگی و تسلط جبارانه زندگیات واقفی، باید زنجیرهای فرمانروایی را حس کنی.
بسته در زنجیرْ چون شادی کند
کی اسیر حبس، آزادی کند
هوش مصنوعی: کسی که در بند و زنجیر است، چگونه میتواند شادی کند؟ آیا اسیر میتواند به آزادی فکر کند؟
ور تو میبینی که پایت بستهاند
بر تو سرهنگانِ شه بنشستهاند
هوش مصنوعی: اگر تو میبینی که فرماندهان شهر بر تو مسلط شدهاند و تو در جایی محدود شدهای، این نشاندهندهی آن است که شرایط برای تو سخت و دشوار است.
پس تو سرهنگی مکُن با عاجزان
زانک نبود طبع و خوی عاجز آن
هوش مصنوعی: بنابراین تو با افراد ضعیف بر سر قدرت نباش، چون طبع و رفتار افراد ضعیف با تو متفاوت است.
چون تو جبرِ او نمیبینی مگو
ور همی بینی نشانِ دید کو
هوش مصنوعی: اگر تو دلیل جبر او را نمیبینی، پس چیزی مگو. و اگر هم نشانهای از آن را میبینی، باید با دیدهای عمیقتر آن را ببینی.
در هر آن کاری که میلَستَت بدان
قدرت خود را همی بینی عیان
هوش مصنوعی: هر زمان که به کاری تمایل داشته باشی، توانایی خود را به وضوح مشاهده میکنی.
واندر آن کاری که میلَت نیست و خواست
خویش را جَبری کنی کین از خداست
هوش مصنوعی: اگر در کاری که تمایلی به آن نداری، سعی کنی خواستههایت را به زور به دست آوری، بدان که این از نشانههای خواست خداوند است.
انبیا در کارِ دنیا جبریاند
کافران در کار عُقبی جبریاند
هوش مصنوعی: پیامبران در امور دنیوی تحت تأثیر قوانین و اجبارهای خاصی هستند، در حالی که کافران در زمینههای مذهبی و آخرتی به همان نحو تحت تأثیر این اجبارها قرار دارند.
انبیا را کارِ عُقبی اختیار
جاهلان را کار دنیا اختیار
هوش مصنوعی: پیام این بیت به این معناست که پیامبران و فرستادگان الهی به کارهایی مربوط به معنویت و آخرت میپردازند، در حالی که انسانهای نادان و جاهل بیشتر به امور دنیوی و مادی توجه دارند.
زانک هر مرغی به سوی جنسِ خویش
میپرد او در پس و جانْ پیش پیش
هوش مصنوعی: هر پرندهای به سوی چیزی که خودش با آن سازگاری بیشتری دارد پرواز میکند، یعنی او همیشه به دنبال چیزی است که به ذات و شخصیتش نزدیکتر است.
کافران چون جنس سجّین آمدند
سَجنِ دنیا را خوش آیین آمدند
هوش مصنوعی: کافران مانند موادی که در سجین هستند، به این دنیا آمدهاند و برای آنجا جذابیتی پیدا کردهاند.
انبیا چون جنس عِلّیّین بُدند
سوی عِلّیّینِ جان و دل شدند
هوش مصنوعی: پیامبران به مانند جنس برتر و پاک بودند و به سوی بلندای روح و دلهای پاک جذب شدند.
این سخن پایان ندارد لیک ما
باز گوییم آن تمام قصّه را
هوش مصنوعی: این موضوع هیچگاه به پایان نمیرسد، اما ما بار دیگر داستان کامل را بیان میکنیم.