برگردان به زبان ساده
من چنان مردم که بر خونی خویش
نوش لطف من نشد در قهر نیش
هوش مصنوعی: من به قدری دردمند و غمگینم که حتی خون خودم هم شایستهی محبت و لطف من نبود و در زمان قهر و خشم، تنها آزار و زخم بر من نازل شد.
گفت پیغامبر به گوش چاکرم
کو برد روزی ز گردن این سرم
هوش مصنوعی: پیامبر به من گفت که گوش کن، شاید روزی چیزی از این سرم به گوش کسی برسد.
کرد آگه آن رسول از وحی دوست
که هلاکم عاقبت بر دست اوست
هوش مصنوعی: پیامبر از وحی الهی آگاه بود و متوجه شد که سرانجام، دست سرنوشت او تعیینکنندهی سرنوشت من است و من به خاطر او آسیب میبینم.
او همیگوید بکش پیشین مرا
تا نیاید از من این منکر خطا
هوش مصنوعی: او میگوید مرا به جلو ببر تا این اشتباهات از من دیگر بروز نکند.
من همیگویم چو مرگ من ز تست
با قضا من چون توانم حیله جست
هوش مصنوعی: من میگویم وقتی که مرگ من از توست، با سرنوشت چگونه میتوانم چارهای بسازم؟
او همیافتد به پیشم کای کریم
مر مرا کن از برای حق دو نیم
هوش مصنوعی: او به پیش من میآید و میگوید: ای کریم، برای من به خاطر خدا دو نیمه کن.
تا نه آید بر من این انجام بد
تا نسوزد جان من بر جان خود
هوش مصنوعی: تا زمانی که این سرنوشت بر من نرسیده، امیدوارم که جان من بر جان خودم آسیب نرساند.
من همی گویم برو جف القلم
زان قلم بس سرنگون گردد علم
هوش مصنوعی: من میگویم بروند و قلم را دور بیندازند، زیرا از این قلم علم به زیر میافتد و نابود میشود.
هیچ بغضی نیست در جانم ز تو
زانک این را من نمیدانم ز تو
هوش مصنوعی: درون من هیچ کینه و دلیلی وجود ندارد که از تو برآید، زیرا من واقعاً نمیدانم چه چیز باعث این احساسات شده است.
آلت حقی تو فاعل دست حق
چون زنم بر آلت حق طعن و دق
هوش مصنوعی: هرگاه من به وسیلهای که در دست دارم، به قدرت و اراده الهی اشاره میکنم و بر آن خرده میگیرم یا انتقاد میکنم، در واقع از قدرت و حکمت او انتقاد کردهام.
گفت او پس آن قصاص از بهر چیست
گفت هم از حق و آن سر خفیست
هوش مصنوعی: او پرسید که چرا این قصاص را انجام میدهند، و پاسخ داد که این کار به خاطر حق است و دلیل آن پنهان و درونی میباشد.
گر کند بر فعل خود او اعتراض
ز اعتراض خود برویاند ریاض
هوش مصنوعی: اگر او به کارهای خود اعتراض کند، از آن اعتراض حسی به وجود میآید که میتواند سبب رشد و پرورش شود.
اعتراض او را رسد بر فعل خود
زانک در قهرست و در لطف او احد
هوش مصنوعی: اعتراض او به عمل خود میرسد، چون در خشم و لطف او هیچ کس نیست.
اندرین شهر حوادث میر اوست
در ممالک مالک تدبیر اوست
هوش مصنوعی: در این شهر، وقایع و حوادث تحت فرمان اوست و در سرزمینها، مالکیت و تدبیر او حاکم است.
آلت خود را اگر او بشکند
آن شکسته گشته را نیکو کند
هوش مصنوعی: اگر کسی سرنوشت یا موقعیتی را که در آن قرار دارد، خراب کند، میتواند راهی پیدا کند تا آن وضعیت را به خوبی و بهبود بخشد.
رمز ننسخ آیة او ننسها
نات خیرا در عقب میدان مها
هوش مصنوعی: اگر چیزی را فراموش کنیم یا آن را تغییر دهیم، خداوند بهتر از آن را ارائه میدهد.
هر شریعت را که حق منسوخ کرد
او گیا برد و عوض آورد ورد
هوش مصنوعی: هر دینی که به حقیقت باطل شده و از اعتبار افتاده است، او (حضرت محمد) دینی جدید و جایگزین به ارمغان آورد.
شب کند منسوخ شغل روز را
بین جمادی خرد افروز را
هوش مصنوعی: شب کارهای روز را بیاعتبار میکند، اما در میانهی یخ و خواب، خردی روشن و تابناک وجود دارد.
باز شب منسوخ شد از نور روز
تا جمادی سوخت زان آتشفروز
هوش مصنوعی: شب به پایان رسید و نور روز به درخشید، و در اثر آن، تمام چیزهای بیجان و سرد نیز از آن آتش روشنکننده دچار تغییر و تحول شدند.
گرچه ظلمت آمد آن نوم و سبات
نه درون ظلمتست آب حیات
هوش مصنوعی: اگرچه تاریکی و خواب آلودگی به وجود میآید، اما در دل این تاریکی، آب حیات نهفته است.
نه در آن ظلمت خردها تازه شد
سکتهای سرمایهٔ آوازه شد
هوش مصنوعی: در آن تاریکی، ذهنها تازه نمیشوند و یک ضربه مغزی، به شهرتی بدل میشود.
که ز ضدها ضدها آمد پدید
در سویدا روشنایی آفرید
هوش مصنوعی: از تضادها و مخالفتها، چیزهای جدیدی به وجود میآید و در تاریکی، روشنی و نور را خلق میکند.
جنگ پیغامبر مدار صلح شد
صلح این آخر زمان زان جنگ بد
هوش مصنوعی: در این زمانهی آخر، پیامبر به عنوان نماد صلح شناخته شده و درگیریها، نه تنها صلح را به ارمغان نیاورده، بلکه باعث بروز مشکلات و دشواریهایی شده است.
صد هزاران سر برید آن دلستان
تا امان یابد سر اهل جهان
هوش مصنوعی: دلبر زیبا و دلنشینی که برای آرامش خود، جانهای بسیاری را فدای خودش کرده است، تا این که دیگران در امان باشند.
باغبان زان میبرد شاخ مضر
تا بیابد نخل قامتها و بر
هوش مصنوعی: باغبان به خاطر مضر بودن برخی شاخ و برگها آنها را میبرد تا بتواند درختان بلندتر و زیباتر را پرورش دهد.
میکند از باغ دانا آن حشیش
تا نماید باغ و میوه خرمیش
هوش مصنوعی: از باغ دانا، گیاه کوچک و بیارزشی را میچیند تا زیبایی و شکوه باغ و میوههای خوشمزهاش را نشان دهد.
میکند دندان بد را آن طبیب
تا رهد از درد و بیماری حبیب
هوش مصنوعی: دندان خراب را آن پزشک میکشد تا محبوبش از درد و بیماری رهایی یابد.
پس زیادتها درون نقصهاست
مر شهیدان را حیات اندر فناست
هوش مصنوعی: در واقع، بسیاری از چیزهای اضافه و اضافی در درون نقصها و کمبودها وجود دارد. این نشان میدهد که زندگی شهیدان در واقع در میان فانی بودن و از دست رفتن است.
چون بریده گشت حلق رزقخوار
یرزقون فرحین شد گوار
هوش مصنوعی: وقتی که روزیِ شخصی قطع میشود، آن روزیدهندگان خوشحال میشوند.
حلق حیوان چون بریده شد بعدل
حلق انسان رست و افزونید فضل
هوش مصنوعی: زمانی که حلقه حیوان بریده شود، حکمت و فضیلت انسان در او رشد کرده و به کمال میرسد.
حلق انسان چون ببرد هین ببین
تا چه زاید کن قیاس آن برین
هوش مصنوعی: به محض اینکه حلق انسان بریده شود، نگاهی به آن بینداز و ببین تا چه چیزی از آن به وجود میآید. حال میتوانی این موضوع را با چیزهای دیگر مقایسه کنی.
حلق ثالث زاید و تیمار او
شربت حق باشد و انوار او
هوش مصنوعی: حلقه سوم به وجود میآید و مراقبت او مانند نوشیدنی حقیقت است و نورهای او را در بر دارد.
حلق ببریده خورد شربت ولی
حلق از لا رسته مرده در بلی
هوش مصنوعی: اگرچه گلو بریده است و شربت مینوشد، اما گلو از زندگی رسته و مرده است.
بس کن ای دونهمت کوتهبنان
تا کیت باشد حیات جان به نان
هوش مصنوعی: بس کن ای کسی که همت تو پایین است، تا کی میخواهی زندگیات به نان و خوراک محدود باشد؟
زان نداری میوهای مانند بید
کآبرو بردی پی نان سپید
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که اگر در زندگی به دنبال برطرف کردن نیازهای اولیه و امکانات اولیه نباشی، مانند بید که در کنار آب رشد میکند و میداند چگونه به زندگی ادامه دهد، به جایی نخواهی رسید. در اینجا، آبرو و تلاش برای به دست آوردن نیازها بر اهمیت کار و کوشش در زندگی تأکید میکند.
گر ندارد صبر زین نان جان حس
کیمیا را گیر و زر گردان تو مس
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی بر نان این دنیای فانی صبر کنی، جان خود را به هنر تبدیل کن و آن را به طلا مبدل ساز.
جامهشویی کرد خواهی ای فلان
رو مگردان از محلهٔ گازران
هوش مصنوعی: اگر میخواهی پاکت کنی، ای فلان، از محلهٔ گازران دور نشوید.
گرچه نان بشکست مر روزهٔ ترا
در شکستهبند پیچ و برتر آ
هوش مصنوعی: هرچند که نان در روزهات خلل ایجاد میکند، اما باید از این مشکلات فراتر بروی و بالاتر از آنچه هستی قرار بگیری.
چون شکستهبند آمد دست او
پس رفو باشد یقین اشکست او
هوش مصنوعی: زمانی که کسی با مهارت و دقت کار بازسازی و ترمیم را انجام میدهد، میتوان به راحتی فهمید که نشانههای آسیب را به خوبی پوشانده و ترمیم کرده است.
گر تو آن را بشکنی گوید بیا
تو درستش کن نداری دست و پا
هوش مصنوعی: اگر تو آن را بشکنی، میگوید بیا و خودت درستش کن، چون تو دست و پای لازم برای اصلاحش را نداری.
پس شکستن حق او باشد که او
مر شکسته گشته را داند رفو
هوش مصنوعی: پس میتوان گفت که شکستن حق او درست نیست، زیرا او کسی را که دچار نقص شده است، به خوبی میشناسد و میتواند او را ترمیم کند.
آنک داند دوخت او داند درید
هر چه را بفروخت نیکوتر خرید
هوش مصنوعی: کسی که توانایی دوختن دارد، همچنین میداند چگونه باید پارچه را پاره کند. هر چیزی که او بفروشد، بهتر از آنچه که خریده است، به نظر میرسد.
خانه را ویران کند زیر و زبر
پس بیک ساعت کند معمورتر
هوش مصنوعی: خانه را میتواند در یک ساعت به گونهای ویران کند که دوباره آن را آبادتر بسازد.
گر یکی سر را ببرد از بدن
صد هزاران سر بر آرد در زمن
هوش مصنوعی: اگر کسی یک سر را از بدن جدا کند، در همان حال صدها هزار سر دیگر نیز در زمین به وجود میآید.
گر نفرمودی قصاصی بر جنات
یا نگفتی فی القصاص آمد حیات
هوش مصنوعی: اگر درباره قصاص چیزی نمیفرمودی که در بهشت وجود دارد، یا نمیگفتی که در قصاص حیات است، به معنای این است که زندگی و حیات در اجرای عدالت نهفته است.
خود که را زهره بدی تا او ز خود
بر اسیر حکم حق تیغی زند
هوش مصنوعی: کسی که جرأت ندارد، چطور میتواند بر دیگران تسلط پیدا کند و با قدرت عدالت را اجرا کند؟
زانک داند هر که چشمش را گشود
کان کشنده سخرهٔ تقدیر بود
هوش مصنوعی: هر کسی که چشمش را باز کند، میفهمد که آنچه سرنوشت برایش رقم زده، نشانهٔ قدرت و تاثیر آن سرنوشت است.
هر که را آن حکم بر سر آمدی
بر سر فرزند هم تیغی زدی
هوش مصنوعی: هر کسی که دچار سرنوشتی خاص و سخت شده باشد، همان سرنوشت میتواند بر سر فرزندان او نیز بیفتد.
رو بترس و طعنه کم زن بر بدان
پیش دام حکم عجز خود بدان
هوش مصنوعی: از کسانی که بدی میکنند، بترس و کمتر به آنها طعنه بزن، زیرا در برابر آنها، نشاندهنده ناتوانی خودت هستی.