برگردان به زبان ساده
این سخن پایان ندارد خیز زید
بر براق ناطقه بربند قید
هوش مصنوعی: این گفته تمامی ندارد، بر خیزید و بر مرکب اندیشه سوار شوید و دیگر از قید و بندها آزاد شوید.
ناطقه چون فاضح آمد عیب را
میدراند پردههای غیب را
هوش مصنوعی: زمانی که زبان به سخن میآید، عیبها را برملا کرده و پردههای پنهان را کنار میزند.
غیب مطلوب حق آمد چند گاه
این دهلزن را بران، بربند راه
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که چیزی که مورد توجه و خواست خداوند بوده، به زودی به وقوع خواهد پیوست. همچنین بیانگر این است که در حال حاضر کسی که در حال اجرای کار یا اعلام خبری است، باید قدمهایش را ادامه دهد و راه را برای این تحقق باز کند.
تگ مران درکش عنان مستور به
هر کس از پندار خود مسرور به
هوش مصنوعی: درست است که انسانها به خاطر افکار و تصورات خود بسیار شاد و خوشحال هستند، اما باید مراقب باشند که در دام خیالات خود نیفتند و واقعیت را فراموش نکنند.
حق همیخواهد که نومیدان او
زین عبادت هم نگردانند رو
هوش مصنوعی: حق میخواهد که ناامیدان از او، به این عبادت روی نیاورند و دور شوند.
هم باومیدی مشرف میشوند
چند روزی در رکابش میدوند
هوش مصنوعی: چند روزی به او امید دارند و در کنار او حرکت میکنند.
خواهد آن رحمت بتابد بر همه
بر بد و نیک از عموم مرحمه
هوش مصنوعی: رحمت الهی به همه افراد، چه خوب و چه بد، میتابد و شامل حال همه میشود.
حق همیخواهد که هر میر و اسیر
با رجا و خوف باشند و حذیر
هوش مصنوعی: خداوند میخواهد که هر حاکم و اسیر، در عین امید و ترس، هوشیار و مراقب باشند.
این رجا و خوف در پرده بود
تا پس این پرده پرورده شود
هوش مصنوعی: این امید و ترس در پس پردهای پنهان بود تا اینکه این پرده برداشته شود و آنها به نمایش گذاشته شوند.
چون دریدی پرده کو خوف و رجا
غیب را شد کر و فری بر ملا
هوش مصنوعی: هرگاه که پردههای راز را کنار زدی و به دنیای غیب نگریستی، ترس و امید نسبت به آن ماجرا از بین میرود و حقیقت کاملاً آشکار میشود.
بر لب جو برد ظنّی یک فتی
که سلیمانست ماهیگیر ما
هوش مصنوعی: در کنار جوی آب، پسر جوانی که به سلیمان معروف است، در حال ماهیگیری است.
گر ویست این از چه فردست و خفیست
ورنه سیمای سلیمانیش چیست
هوش مصنوعی: اگر او (سلیمان) این چنین است، دلیلش چیست که از فرد و خفی (پنهان) بودنش بگوید؟ وگرنه، چهرهای که به سلیمان شبیه است، چیست؟
اندرین اندیشه میبود او دودل
تا سلیمان گشت شاه و مستقل
هوش مصنوعی: در این فکر بود که او دو دل باشد تا زمانی که سلیمان پادشاه شد و مستقل گردید.
دیو رفت از ملک و تخت او گریخت
تیغ بختش خون آن شیطان بریخت
هوش مصنوعی: دیگر دیو از سرزمینش رفته و سعادتی که داشت، به وسیله شانسش از دست رفته و بدبختی همانند یک شیطان او را تحت فشار قرار داده است.
کرد در انگشتِ خود انگشتری
جمع آمد لشکر دیو و پری
هوش مصنوعی: او انگشتری را به انگشت خود کرد و به این ترتیب، لشکری از دیوان و پریان گرد هم آمد.
آمدند از بهر نظاره رجال
در میانشان آنک بُد صاحبخیال
هوش مصنوعی: جمعی برای دیدن افراد مهم و با نفوذ آمدند، اما در میان آنها، کسی است که خیالات و آرزوهای بزرگ در سر دارد.
چون در انگشتش بدید انگشتری
رفت اندیشه و گمانش یکسری
هوش مصنوعی: وقتی او انگشتر را در انگشتش دید، تمام فکر و خیال او به یک موضوع خاص مشغول شد.
وهم آنگاهست کان پوشیده است
این تحرّی از پی نادیده است
هوش مصنوعی: وهم زمانی به وجود میآید که چیزی پنهان است، و این پنهان بودن ناشی از نادیدنیهاست.
شد خیال غایب اندر سینه زفت
چونک حاضر شد خیال او برفت
هوش مصنوعی: خیال یار غایب در دل قوی و پررنگ شد، اما زمانی که خود او حاضر شد، آن خیال از دل رفت.
گر سمای نور بی باریده نیست
هم زمین تار بی بالیده نیست
هوش مصنوعی: اگر نور آسمانی بر زمین نباریده باشد، زمین هم بدون بال و پر نخواهد بود و تاریک میماند.
یؤمنون بالغیب میباید مرا
زان ببستم روزن فانی سرا
هوش مصنوعی: آنها به اموری که نمیبینند ایمان دارند، بنابراین من باید در را به روی دنیای فانی ببندم و به زندگی معنوی توجه کنم.
چون شکافم آسمان را در ظهور
چون بگویم هل تری فیها فطور
هوش مصنوعی: وقتی که آسمان را در لحظه ظهور میشکافم، چگونه میتوانم بگویم آیا در آنجا نقصی وجود دارد؟
تا درین ظلمت تحرّی گسترند
هر کسی رو جانبی میآورند
هوش مصنوعی: در این تاریکی، هر کس به سمتی میرود و تلاش میکند تا راهی برای خود پیدا کند.
مدتی معکوس باشد کارها
شحنه را دزد آورد بر دارها
هوش مصنوعی: مدتی کارها به شکلی غیر عادی پیش میرود و این باعث میشود که دزدها به راحتی به داراییهای مردم دست پیدا کنند.
تا که بس سلطان و عالیهمّتی
بندهٔ بندهٔ خود آید مدتی
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی با روحیهای بلند و سلطنتطلب به خدمت بندهاش درآید، مدتی خواهد گذشت.
بندگی در غیب آید خوب و گش
حفظ غیب آید در استعباد خوش
هوش مصنوعی: بندگی و اطاعت از خداوند در مکانهای نامرئی و نامشخص به زیبایی و خوبی خود را نشان میدهد، و در این حالت، نگهداری و حفاظت از روح و وجود انسان در این بندگی خوشایند و دلپذیر است.
کو که مدح شاه گوید پیش او
تا که در غیبت بود او شرمرو
هوش مصنوعی: کیست که در حضور شاه از او ستایش کند، تا زمانی که او در غیبت باشد و خجالت بکشد؟
قلعهداری کز کنار مملکت
دور از سلطان و سایهٔ سلطنت
هوش مصنوعی: یک فرمانده یا محافظ که در حصاری دور از حکومت و سایهٔ سلطنت زندگی میکند.
پاس دارد قلعه را از دشمنان
قلعه نفروشد به مالی بیکران
هوش مصنوعی: پاسداری از قلعه را برعهده دارد و آن را به خاطر ثروتی نامحدود به دشمنان نخواهد فروخت.
غایب از شه در کنار ثغرها
همچو حاضر او نگه دارد وفا
هوش مصنوعی: وجود آنکه در شه نیست، اما در کنار مرزها به خوبی و با وفا نگهداشته میشود، مانند اینکه او حاضر است.
پیش شه او به بود از دیگران
که به خدمت حاضرند و جانفشان
هوش مصنوعی: بنا بر این، نزد شاه کسی برتر است که به خدمت حاضر و جانفشانی کند، تا دیگران.
پس به غیبت نیم ذره حفظ کار
به که اندر حاضری زان صد هزار
هوش مصنوعی: اگر از کارهایی که ممکن است انجام بدهی خودداری کنی، بهتر از آن است که در حضور دیگری که ممکن است موجب سوءتفاهم یا مشکلاتی شود، مشغول به عمل شوی.
طاعت و ایمان کنون محمود شد
بعد مرگ اندر عیان مردود شد
هوش مصنوعی: برای توکل و ایمان به خدا، در این دنیا جایگاهی دارد، اما بعد از مرگ، اگر کسی به این باورها پایبند نبوده باشد، چهره واقعیاش نمایان میشود و مردود خواهد بود.
چونک غیب و غایب و روپوش به
پس لبان بر بند و لب خاموش به
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه نامحسوس و دور از دسترس است و به گونهای پنهان شده، باید زبانت را بر روی دندانهایت ببندی و سکوت کنی.
ای برادر دست وادار از سخن
خود خدا پیدا کند علم لدن
هوش مصنوعی: ای برادر، از صحبتهای خود دست بردار و بگذار خداوند از علم بیپایان خود، چیزهایی را به تو نشان دهد.
بس بود خورشید را رویش گواه
ای شیء اعظم الشاهد اله
هوش مصنوعی: خورشید، با درخشش و روشنیاش، شهادت میدهد که تو بزرگترین موجود هستی.
نه بگویم چون قرین شد در بیان
هم خدا و هم مَلَک هم عالمان
هوش مصنوعی: نمیگویم چه بگویم وقتی که در صحبت هم خدا و هم فرشتگان و هم عالمان با هم هستند.
یشهد الله و المَلَک و اهل العلوم
اِنَّهُ لا رَبَّ الّا مَن یَدوم
هوش مصنوعی: خدا و ملائکه و دانشمندان شهادت میدهند که هیچ معبودی جز خدایی که همیشه و ابدی است وجود ندارد.
چون گواهی داد حق، کی بُد مَلَک؟
تا شود اندر گواهی مشترک
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند گواهی دهد، آیا پادشاهی و سلطنت وجود دارد تا در این گواهی مشترک باشد؟
زانک شعشاع و حضور آفتاب
بر نتابد چشم و دلهای خراب
هوش مصنوعی: چون تابش و نور آفتاب، نمیتواند بر چشمها و دلهای ویران تابیدن بگیرد.
چون خفاشی کو تفِ خورشید را
بر نتابد بسکلد اومید را
هوش مصنوعی: چون خفاشی که نمیتواند نور خورشید را تحمل کند، به ناچار امیدها را از دست میدهد.
پس ملایک را چو ما هم یار دان
جلوهگر خورشید را بر آسمان
هوش مصنوعی: برخی از فرشتگان را مانند ما دوست خود بدان، زیرا در آسمان، خورشید درخشانی وجود دارد.
کین ضیا ما ز آفتابی یافتیم
چون خلیفه بر ضعیفان تافتیم
هوش مصنوعی: ما از نور آفتاب، روشنایی و گرما را به دست آوردیم و مانند خلیفهای هستیم که بر کسانی که ضعیفترند، نور و مهر خود را میتابانیم.
چون مه نو یا سه روزه یا که بدر
هر ملک دارد کمال و نور و قدر
هوش مصنوعی: مانند ماه نو یا ماه سه روزه، یا مانند ماه کامل که در هر سرزمینی زیبایی و روشنایی و ارزش دارد.
ز اجنحهٔ نور ثلاث او رباع
بر مراتب هر ملک را آن شعاع
هوش مصنوعی: از بالهای نورانی سهگانه یا چهارگانه، شعاعی وجود دارد که بر درجات هر ملک میتابد.
همچو پرهای عقول انسیان
که بسی فرقستشان اندر میان
هوش مصنوعی: مانند پرهای عقلهای انسانی که هر یک ویژگیهای متفاوتی از دیگری دارند و با هم متفاوتند.
پس قرین هر بشر در نیک و بد
آن ملک باشد که مانندش بود
هوش مصنوعی: هر انسانی در کارهای نیک و بد خود، همواره باید در نظر داشته باشد که موجودی شبیه به او، یعنی یک فرشته یا یک ملک، در کنار او وجود دارد.
چشم اعمش چونک خور را بر نتافت
اختر او را شمع شد تا ره بیافت
هوش مصنوعی: چشمِ نابینای او که نور خورشید را نمیبیند، ستارهاش مانند شمعی میشود تا راهش را پیدا کند.