برگردان به زبان ساده
سیدمحمد آنکه فلک از وفات او
پنهان دریغ میخورد و آشکار حیف
هوش مصنوعی: سیدمحمد کسی است که آسمان به خاطر فوت او دلتنگ و غمگین است و این احساس را پنهان میکند، ولی در عین حال به وضوح مشخص است که فوت او سبب تاسف و افسوس است.
زین گلستان نچیده گلی شد برون دریغ
زین بوستان نخورده بری بست بار حیف
هوش مصنوعی: از این گلستان گلی چیده نشد، ای کاش! از این بوستان هنوز میوهای نخوردم. افسوس که بار زندگی به دوش میکشم.
نخلش ز پا فتاد ز جور سپهر آه
سروش نگون شد از ستم روزگار حیف
هوش مصنوعی: نخل او به خاطر فشار زمان از پا افتاد و صدای سروش هم از ظلم روزگار نالهکنان، بیحال و خراب شد. افسوس که این چنین شده است.
غافل ز رشته در سادات بر زمین
افتاده گم شد آن گهر ابدار حیف
هوش مصنوعی: در این بیت، به شخصی اشاره میشود که از رشتهای که به سادات متصل است غافل شده و در نتیجه، آن گوهر گرانبها که نمایانگر ارزش و پاکی است، بر زمین افتاده و گم شده است. این موضوع به نوعی حسرت و افسوس را درباره از دست دادن نعمتها و فرصتهای باارزش بیان میکند.
القصه از جفای فلک چون بباد رفت
آن گل که بود چندیش از ساخسار حیف
هوش مصنوعی: در نهایت، از بیمحلی آسمان، آن گلی که در آغوش خاک بود و زیباییهایش را داشت، به باد رفت و به حالش افسوس میخورم.
مشتاق گفت از پی تاریخ رحلتش
زان کوکب سپهر سیادت هزار حیف
هوش مصنوعی: عاشق به یاد تاریخ مرگ او میگوید که این ستاره در آسمان بزرگی، هزاران افسوس دارد.