برگردان به زبان ساده
کجا ز قهر تو غیر از توام پناهی هست
همان به تست مرا گر گریزگاهی هست
هوش مصنوعی: در کجا میتوانم به جز خود تو پناهی پیدا کنم؟ بهتر است که اگر جای فراری وجود دارد، همین تو باشی.
تو ابر رحمت و فیض تو عام آه که نیست
بغیر من ز تو گر تشنه لب گیاهی هست
هوش مصنوعی: تو منبع رحمت و بخشش هستی، اما افسوس که غیر از من کسی دیگر به تو نیاز ندارد، حتی اگر گیاهی تشنه لب باشد.
نظر به جانب من نیست هرگزت ورنه
گهی نباشد اگر سوی غیرگاهی هست
هوش مصنوعی: اگر نگاهی به من نمیکنی، نه اینکه امکانش نیست؛ اگر بخواهی، میتوانی گاهگاهی و به دیگران نگاه کنی.
گذشت عمر و چو شمع سحر ز داغ غمت
همان بدیدهام اشگی و دردل آهی هست
هوش مصنوعی: عمر من گذشت و مانند شمعی که در سحر خاموش میشود، از غم تو فقط اشکی در چشمانم و آهی در دل دارم.
عنان سبک مکن ایشهسوار عرصه حسن
که در ره تو بهر گام دادخواهی هست
هوش مصنوعی: در میدان زیبایی، افسار خود را سست مکن؛ زیرا در هر گام که برمیداری، به دنبال حق و طلب خواستههای خود هستی.
سزد بزاری زارم اگر کشی در عشق
مگر ز جرم محبت بتر گناهی هست
هوش مصنوعی: اگر به خاطر عشق مرا بکشید، این کار شایستهای است. زیرا در عشق، جز محبت گناه دیگری وجود ندارد.
ز روز و شب نیم آگه که عشقم افکنده
بعالمی که نه مهری در آن نه ماهی هست
هوش مصنوعی: من از روز و شب به خوبی آگاه نیستم، چرا که عشقم مرا به جهانی انداخته که نه دوستی در آن وجود دارد و نه نوری مانند ماه.
بکعبه هم نرود ز آستانهات مشتاق
کجا بجز درت او را امیدگاهی هست
هوش مصنوعی: جز در خانهی تو جایی برای امیدوار کردن مشتاقان نیست؛ حتی کعبه هم به خودی خود نمیتواند آنقدر جذاب باشد که او را به سوی خود دعوت کند.