ای صبا صبحدم چونرسی سوی او
حال من عرضه ده با سگ کوی او
مدتی شد که من از آن گلم بیخبر
تا رسد غافلم از کجا بوی او
از خطش شد مرا دوخته چاک دل
بخیه زد آخر این چاک را موی او
آگهی کز مژه خون دل جوشدم
گرزمی دیده لالهگون روی او
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای صبا صبحدم چونرسی سوی او
حال من عرضه ده با سگ کوی او
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، هنگامی که به سوی او میرسی، حال و روز من را به او برسان و از عشق و وفاداریام به او بگو، حتی اگر به سگ درگاه او نیز اشاره کنی.