برگردان به زبان ساده
بیتو کوشم در فنای خویشتن
تیشهام اما بپای خویشتن
هوش مصنوعی: بدون تو تلاش میکنم تا خودم را از بین ببرم، ولی در این راه به پای خودم صدمه میزنم.
ریختی خونم بجرم دوستی
عاقبت دیدم سزای خویشتن
هوش مصنوعی: دوستیام باعث شد که آسیب ببینم، و در نهایت، عواقباش را خودم مشاهده کردم.
زد بتیغم بوسه بر دستش زدم
خود گرفتم خونبهای خویشتن
هوش مصنوعی: من بر دستان آن معشوق بوسهای زدم و به نوعی، خودم را در ازای عشق و محبتش قربانی کردم.
گلبن نوخیز من یکره بپرس
حال مرغ بینوای خویشتن
هوش مصنوعی: باغ تازهروی من، از حال پرنده بدبخت خودم بپرس.
دردمندان غمت درمان طلب
ماو درد بیدوای خویشتن
هوش مصنوعی: دردمندان به دنبال درمان غم ما هستند و خودشان نیز در عذاب و درد به سر میبرند.
دیدمش در خویش و جان دادم ز شوق
خویش را کردم فدای خویشتن
هوش مصنوعی: او را در درون خود دیدم و از شوق، جانم را فدای وجود خویش کردم.