برگردان به زبان ساده
خوش آنکه با تو یکشب در باغ خفته باشم
چون بشکفد سحر گل منهم شکفته باشم
هوش مصنوعی: دوست داشتن را در کنار تو تجربه کنم، به گونهای که تمام شب در باغ بگذرانیم و با تابش صبح، همچون گلها شکوفا شوم.
عمرم به پند او شد صرف و نشد که یکره
از من شنیده باشد پندی که گفته باشم
هوش مصنوعی: عمرم را در یادآوری و پند دادن به او گذراندم، اما هیچ یک از نصیحتهایی که برایش گفتهام را نپذیرفته و به کار نبسته است.
خوش آنکه آیم از پی ز آن ره که رفته باشی
در دیده سرمه سازم گردی که رفته باشم
هوش مصنوعی: خوشحالم که از راهی میآیم که تو پیشتر رفتهای، و در دل خود برای تو نقشی از آن سفر میسازم که خودم هم در آنجا بودهام.
تو روز و شب بعشرت با غیر گو من زار
در خون نشسته باشم بر خاک خفته باشم
هوش مصنوعی: تو در خوشیها و لذتهای زندگی به سر میبری، اما من در غم و اندوه نشستهام و حتی ممکن است بر خاک خوابیده باشم.
ای پند دوست نشنو خوش آنزمان که بینم
در گوش کرده باشی آن در که سفته باشم
هوش مصنوعی: ای دوستی که نصیحت میکنی، به نظرم بهتر است در آن زمان که میبینی به حرفهایم گوش دادهای، آن در را حس کنی که در آن بسته شدهام.