برگردان به زبان ساده
در گلشن عشق تو جفاکار ندیدم
یک گل که از آن زحمت صدخار ندیدم
هوش مصنوعی: در باغ عشق تو هیچ زحمتی ندیدم، حتی یک گل هم که از درد و رنجی رنج ببرد، مشاهده نکردم.
از کوی تو یکره نگذشتم که به هر گام
بر خاک ره افتاده بسیار ندیدم
هوش مصنوعی: هرگز از کوی تو عبور نکردم که در هر گامی که برداشتم، نشانههای زیادی از محبت و یاد تو را بر زمین ندیدم.
این با که توان گفت که در کوی محبت
از یار جفا دیدم و ز اغیار ندیدم
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که در دنیای عشق و محبت، شخص دچار مشکلات و بیمهریهایی از سوی معشوق شده است، اما از دیگران و رقبای عاشق، هیچ آسیبی ندیده است. یعنی فقط درد و رنجی که از معشوق کشیده، خودش را آزار داده و دیگران در این میان بیتأثیر بودهاند.
جائی که درین باغ توان زد پر و بالی
جز در قفس ای مرغ گرفتار ندیدم
هوش مصنوعی: در این باغ جا و مکانی برای پرواز و آزاد بودن نیست و تنها چیزی که دیدم، قفسی است که تو را اسیر کرده است.
برقع به رخ افکنده گذشتی ز من آخر
افغان که ترا دیدم و دیدار ندیدم
هوش مصنوعی: تو با حجابی که بر سر داری از کنار من گذشتی و من تنها افسوس میخورم که تو را دیدم اما نتوانستم چهرهات را ببینم.
در سینهام از تنگی جا بود که هرگز
الفت به میان دل و دلدار ندیدم
هوش مصنوعی: در درونم کمبود فضایی وجود داشت که هرگز نتوانستم نزدیکی و رابطهای میان دل و معشوقم را تجربه کنم.
بهر صنمی نگسلم از کفر وگرنه
از سبحه چه دیدم که ز زنار ندیدم
هوش مصنوعی: من به خاطر هیچ پدیده یا حالت خاصی از ایمان خارج نخواهم شد، و گرنه از چیزهایی که به ظاهر مذهبی هستند، چه چیزی به دست آوردم در حالی که از بندهای دنیا چیزی ندیدم.
مشتاق من و شغل محبت که به گیتی
کاری که بود خوشتر ازین کار ندیدم
هوش مصنوعی: من به عشق و محبت بسیار علاقهمندم و در این دنیا هیچ کاری را خوشتر از عشق و محبت ندیدهام.