برگردان به زبان ساده
به کنج بیکسی شادم مجوییدم مجوییدم
خوشم با درد از درمان درمان مگوییدم مگوییدم
هوش مصنوعی: در گوشهی تنهاییام خوشحالم، پس دنبال من نگردید. با وجود درد، از درمان راضیام و نمیخواهم در مورد آن صحبت کنم.
کفن جز خون نشاید کشته تیغ محبت را
شهید خنجر عشقم مشوییدم مشوییدم
هوش مصنوعی: کفن برای کسی که با عشق کشته شده مناسب نیست، زیرا او به خاطر عشق مرده است. من هم نمیخواهم که به یاد او خونریزی کنم یا او را به دردسر بیندازم.
گلی کو روید از خاک شهید عشق میگوید
که از من بوی خون آید مبوییدم مبوییدم
هوش مصنوعی: گلی که از خاک عاشقانی که جانشان را فدای عشق کردهاند، میروید، میگوید که از من بوی خون به مشام میرسد، من همواره در حال بوییدن این عطر هستم.
مریض عشقم و مرگم حیات تازه باشد
اگر میرم به صد زاری مموییدم مموییدم
هوش مصنوعی: عاشق بیمارم و مرگ من موجب زندگی جدیدی خواهد بود. اگر که بمیرم، به صد بار از دل میزنم و ناله میکنم.
حدیث گلستان مرغ قفس را در فغان آرد
غریبم از وطن حرفی مگوییدم مگوییدم
هوش مصنوعی: گلستان حکایت آزادی و زیبایی را برای پرندهای که در قفس است، به تصویر میکشد. این پرنده، حس غریبگی و دلتنگی از وطن را دارد و در این حال، چیزی از دلنگرانیهایش نمیگوید.
شهید عشق را باید ز خون آرایش تربت
ز خاک ای لاله وای گل مروییدم مروییدم
هوش مصنوعی: شهید عشق را باید با خون زنده نگه داشت، و خاک تربت او همچون لاله و گل به زمین رسیده است. من در این مسیر همیشه درخشان و سرزنده ماندهام.
به صحرای محبت گشت گم مشتاق و میگوید
که من گم گشته عشقم مجوییدم مجوییدم
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و محبت، عاشق به دنبال معشوق خود میگردد و احساس گمشدگی میکند. او به دیگران میگوید که به دنبال او نروند، زیرا خود از مسیر عشق دور افتاده است.