برگردان به زبان ساده
بامید چه جان از تن برآید ناتوانی را
که گاه مرگ بر بالین نه بیند مهربانی را
هوش مصنوعی: در انتظار چه چیزی جان از بدن جدا شود؟ کسی که ناتوان است، گاه حتی مرگ را در کنار خود نمیبیند و مهربانی را احساس نمیکند.
بکس گر روی حرفی هست یار نکته دانی را
بود آسان بیان کردن بحرفی داستانی را
هوش مصنوعی: اگر دوستت در مورد موضوعی نظری دارد، برای کسی که نکتهسنج و باهوش است، بیان کردن داستانی بهسادگی ممکن است.
زبان بیزبانیها اگر نه ترجمان باشد
که خواهد کرد یارب عرض حال بیزبانی را
هوش مصنوعی: اگر زبان کسانی که نمیتوانند صحبت کنند وجود نداشته باشد، پس چه کسی میتواند درد و دل آنها را به دیگران منتقل کند؟
ننالم هرگز از جورش برای امتحان آری
چو او سنگین دلی میخواست چون من سخت جانی را
هوش مصنوعی: هرگز گله و شکایت نکردم از سختیهای او، زیرا او دلش سنگین بود و میخواست مثل من کسی باشد که در سختیها استقامت کند.
چه دشوار است کندن زان چمن دل بلبلی کورا
به صدخون جگر بر گلبنی بست آشیانی را
هوش مصنوعی: کندن دل از جایی که همیشه به آن عادت کردهای و در آنجا زندگی کردهای، بسیار سخت است. مانند بلبل کوری که با تمام درد و رنجش، در میان گلها و باغی که آشیانهاش ساخته، نمیتواند از آن دل بکند.
دگر طاقت ندارم باشد آخر جور را حدی
سرت گردم کسی آزرده چند آزرده جانی را
هوش مصنوعی: دیگر از این وضعیت رنجآور خستهام و دیگر نمیتوانم تحمل کنم. نگرانم که شاید کسی را با این درد و آزار دلشکسته کنم.
بود وقت اینکه مشتاق از جفایت جان دهد تا کی
توانایی بود تا چند آخر ناتوانی را
هوش مصنوعی: زمان آن است که عاشق از سختیهای تو جان به لب برسد. تا کی میتوان در برابر ناتوانیها ایستادگی کرد؟ تا چه زمانی میتوان این وضعیت را تحمل کرد؟