برگردان به زبان ساده
به نزدیک شیر آمد آن اهرمن
جهان جوی بفراخت گرز کشن
هوش مصنوعی: شیطان به نزد شیر آمد و تبرش را به حوالی جهان پرتاب کرد.
چنان برسرش کوفت آن گرز گرد
که شد شاخ آن دیو وارونه خرد
هوش مصنوعی: چنان بر سر آن شخص ضربهای سخت وارد شد که شاخ آن دیو بهشدت خم شد.
ببازید دست و میانش گرفت
سپهدار از آن دیو بد در شگفت
هوش مصنوعی: سپهدار با قدرت و شجاعت دست و کمر آن دیو را گرفت و از این کار خود در شگفت و حیرت مانده است.
کمربند واژونه دیومند
گرفتش به نیرو یل ارجمند
هوش مصنوعی: کمربند پیشرفتهای را به دست آورد که به وسیلهی نیروی قدرتمند و ارزشمندی ایجاد شده است.
میانشان یکی فتنه و شور خواست
بر چرخ چهارم از آن هور کاست
هوش مصنوعی: در میان آنها ناآرامی و هیجانی به وجود آمد که بر چرخ چهارم از آن نور، تأثیری منفی گذاشت.
سپهدار یالش به چنگ آورید
به نیرو قدش خم چه چنگ آورید
هوش مصنوعی: سربازان را قوی و نیرومند بکنید و از آنها بخواهید که برای محافظت از خود و سرزمین به سختی مقاومت کنند. بلندای قد آنها نباید باعث ضعف و خمیدگیشان شود، بلکه باید استقامت و قدرت را در خود حفظ کنند.
خم آورد پشتش به نیروی چنگ
میانش همان گاه بگرفت تنگ
هوش مصنوعی: او به خاطر نیروی چنگ، کمرش خم میشود و در همان لحظه، چیزی را به شدت میفشارد.
کشیدش بروی و بزد بر زمین
نشست از بر سینه او به کین
هوش مصنوعی: او را کشید و به زمین زد، و بر سینهاش نشسته بود تا انتقام بگیرد.
کمندش گشود و دو دستش ببست
به زنجان سپردش که دارش بدست
هوش مصنوعی: او تلهاش را باز کرد و با دو دستش او را گرفت و به زنجیر بست و او را به دار سپرد.
ز جمهور پرسید پس شهریار
که کو دخت گفتا که ای شهریار
هوش مصنوعی: پس پادشاه از جمعیت پرسید که دختر کجاست؟ کسی پاسخ داد: ای پادشاه!
سوی شهر بردند مردان من
نبرده سواران و گردان من
هوش مصنوعی: مردان من را به سمت شهر بردند، اما سواران و یاران من را نبردند.
چه داری مر این دیو را زیربند
که ترسم کند پاره خم کمند
هوش مصنوعی: چه چیزی داری که این دیو را زیر کنترل ببرم، زیرا از این میترسم که کمند من را بترکاند؟
سر شر از شمشیر بفکن ز تن
تنش را بدین ژرف دریا فکن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از خطر و مشکل رهایی یابی، باید از آن به دور شوی و آن را به عمق دریا بیفکنی.
چنین بسته گفتا به ایران برم
به نزدیک شاه دلیران برم
هوش مصنوعی: او گفت: «من به ایران میروم و به نزد شاه دلیران خواهم رفت.»
بدان تا ببینند نیروی من
دل دست بازوی شمشیر من
هوش مصنوعی: بدان تا متوجه شوند که قدرت من به قدری است که دل و دست و بازوی من همچون شمشیر عمل میکند.
از آن دار بگشاد سگسار را
مرآن دیو سگ زشت بدکار را
هوش مصنوعی: از آن در به روی سگسار باز شد و آن دیو بدکار و زشت نیز بیرون آمد.
سرش را به شمشیر از تن فکند
نشست آن زمان بر فراز سمند
هوش مصنوعی: سرش را با شمشیر از بدن جدا کرد و در آن لحظه بر بالاى اسب نشسته بود.
ره دژ مغرب گرفتند پیش
زن و مرد آن شهر ز اندازه بیش
هوش مصنوعی: در مسیر دژ غربی، مردان و زنان آن شهر به اندازهای که باید، حضور دارند و مشغول هستند.
برسم پذیره برون آمدند
برآمد غو نای روئین بلند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که جمعیتی برای استقبال بیرون آمدهاند و صدای شیپوری یا نای بلندی به گوش میرسد.
بدیدند مضراب را بسته دست
فکنده سر از بیم آن شیر پست
هوش مصنوعی: دیدند که نوازنده در دست خود مضراب دارد و از ترس آن شیر پست، سر را از آن دور کرده است.
برش چشم چون کاسه خون شده
چه بختی کف از کام بیرون شده
هوش مصنوعی: چشمانش به اندازه یک کاسه خون اشک میریزد و این نشاندهندهی بینصیب بودنش از خوشبختی است.
بکام اندرش نیش همچون گراز
تنش کوه قد چون منار دراز
هوش مصنوعی: او به خاطر داشتن زهر درونش، مانند گراز خشمگین و نیرومند است و بدنش مانند کوهی بلند و راست قامت است.
هر آنکس که دیدش برفتی ز کار
از او دیو و ابلیس در زینهار
هوش مصنوعی: هر کسی که او را مشاهده کنی، از کار و تلاش خود کنارهگیری کن، زیرا دیو و شیطان در او حضور دارند و باید از او دوری گزینی.
سرافراز زنجان چه بختی مست
سرپالهنگش گرفته بدست
هوش مصنوعی: آدمی از زنجان با خوشبختی و حالت مستی به همراه لحافش در دست قرار گرفته است.
درآمد به مغرب یل تیز چنگ
سه روز اندر آن شهر بودش درنگ
هوش مصنوعی: مردی با چنگی تیز به مغرب وارد شد و سه روز در آن شهر ماند.
بروز چهارم به جمهور شاه
بگفتا که برکش سپه را براه
هوش مصنوعی: در روز چهارم، مردی به شاه گفت که افراد سپاه را به راه بیندازد.
کار ارژنگ شاهم بدل دردناک
مبادا کند سرخ پوشش هلاک
هوش مصنوعی: نمیخواهم که کار ارژنگ شاه باعث درد و رنج شود و سرخ پوشان را هلاک کند.
سپه را دگر سوی بیشه مبر
سرازکین و دل پر ز اندیشه بر
هوش مصنوعی: دیگر سپاه را به جنگل نبر، که دل پر از اندیشه و نگرانی است.
یکی جامه فرمود از چرم شیر
بدوزند از بهر زنجان دلیر
هوش مصنوعی: یک لباس از چرم شیر برای زنجانیهای شجاع دستور دادند بدوزند.
ز چرم هژبرانش پوشاند گرد
سپه را دگر سوی بیشه نبرد
هوش مصنوعی: از پوست هژبر (شیر) خود، سپاهیان را پوشانده و به سوی جنگل نمیبرد.
چو زی راه آن بیشه آمد سپاه
بسی از قضا بود لشکر به راه
هوش مصنوعی: وقتی که سپاه به سمت جنگل رسید، جمعیت زیادی به واسطه قضا و قدر در مسیرشان قرار گرفتند.