برگردان به زبان ساده
یکی سخت پیمان کنون یاد دار
به یزدان کازو یافت گیتی قرار
هوش مصنوعی: حالا که پیمان سختی بستهای، به یاد داشته باش که به خداوندی که به واسطهاش دنیا آرامش پیدا کرده است، وفادار بمانی.
که با شاه ناری دگر کینه پیش
مجویی دگر کینه از کم و بیش
هوش مصنوعی: اگر با پادشاهی رابطهای نداشته باشی، دیگر به دنبال کینه و دشمنی نباش. دیگر نباید به چیزهای کم و زیاد توجه کنی و کینهتوزی را دنبال کنی.
فرانک بدو گفت فرمان تراست
که هستی سرافراز و کیهان تراست
هوش مصنوعی: فرانک به او گفت که تو تحت فرمان این دنیا هستی و این جهان به خاطر عظمت تو به وجود آمده است.
مرآئینه حکمت آرید گفت
بدان تا به بینمش راز نهفت
هوش مصنوعی: بهطور خلاصه، شاعر میگوید که اگر میخواهی به عمق و رازهای حکمت پی ببری، باید با دقت و نگاهی عمیق آن را بررسی کنی. تنها با مشاهده و تفکر میتوان به حقایق پنهان دست یافت.
چه آن آینه برد گنجور شاه
بدو چاره گر کرد یکسر به ماه
هوش مصنوعی: آینه گنجور شاه را به ماه نشان داد و او را یکسره شفا داد.
چه دل بودش ازکینه با چاره جفت
در آئینه اش عکس اندر نهفت
هوش مصنوعی: او دلش پر از کینه بود، اما راه نجاتش در عکسی که در آینه پنهان شده است، نهفته بود.
نه پیدا از آئینه شد روی او
که بادیو بد چاره بد خوی او
هوش مصنوعی: چهره او در آئینه نمایان نشد، چرا که طبع و خوی او تحت تأثیر بادهای نامناسب قرار دارد.
سپهبد بدانست راز نهفت
که با دیو دارد نهان رای جفت
هوش مصنوعی: فرمانده متوجه شد که چه رازی در نهان است و این که با موجودی شیطانی، نقشهای پنهانی دارد.
بدو گفت که ای ریمن کج نهاد
ندارد دلت راستی هیچ یاد
هوش مصنوعی: به او گفت که ای دزد کجرفتار، در دل تو هیچگونه صداقت و راستی وجود ندارد.
فرانک چنین گفت با شهریار
که ای تختگاه تو چرخ چهار
هوش مصنوعی: فرانک به شهریار گفت: ای پادشاه، تخت تو همانند چرخ گردون است.
به یزدان که چرخ و جهان آفرید
مه و مهر و هم جسم و جان آفرید
هوش مصنوعی: به خداوندی که آسمان و زمین را خلق کرد، همچنین ماه و خورشید و هم روح و جسم را به وجود آورد.
که کینه نجویم ز ارژنگ شاه
اگر بخشدم پهلوان سپاه
هوش مصنوعی: من از کینهتوزی نسبت به ارژنگ شاه پرهیز دارم، اگرچه بزرگترین جنگجو را بخشیدهام.
سپهدار کردش برون از کمند
ولی داشت از چاره اش دل نژند
هوش مصنوعی: فرمانده او را از دام بیرون آورد، اما دلش به خاطر چارهای که اندیشیده بود، ناراحت بود.
سپه برنشاند آن زمان شاه نو
بسوی سراند آمد از راه خو
هوش مصنوعی: در آن زمان سپاه به فرمان شاه جدید برپا شد و به سوی او آمدند.
نشاندند وی را به مهمل چه ماه
برفتند گردان ارژنگ شاه
هوش مصنوعی: او را در میان چیزهای بیاهمیت نشاندند، در حالی که ماههای زیبا و درخشان از پیش چشمش میگذشتند و شاه ارژنگ در حال حرکت بود.
که ارژنگ آمد به سوی سراند
همه کوی و بازار آئین زدند
هوش مصنوعی: وقتی ارژنگ به سمت سراند آمد، همه جا و در تمام خیابانها و بازارها جشن و شادی برپا کردند.
بدادند مه را به ارژنگ شاه
به آئین شاهان با عز و جاه
هوش مصنوعی: ماه را به شاه ارژنگ دادند تا در میان شاهان با احترام و مقام بزرگ زندگی کند.
فرانک چه بانوی ارژنگ شد
شبستان ارژنگ اورنگ شد
هوش مصنوعی: فرانک، بانوی بزرگ و باعظمت، شبستان ارژنگ را به مکانی زیبا و باشکوه تبدیل کرد.
به شهرسراندیب و هند و سراند
به فرمان ارژنگ شه زر زدند
هوش مصنوعی: به شهر سراندیب و هند، با فرمان ارژنگ، زر و طلا زدند و ساختند.
چه شد ساخته کار هندوستان
سپهبد سپه برد زی سیستان
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاد که فرمانده سپاه هند به سیستان حمله کرد؟
سر سال نو بود و نوروز ماه
که زی شهر ایران روان شد سپاه
هوش مصنوعی: در آغاز سال نو و هنگام نوروز، هنگامهای در شهر ایران به راه افتاد که جمعیتی به سوی آنجا روانه شدند.
سه ده ده هزار از دلیران کار
ز گردان درآمد بعرض شمار
هوش مصنوعی: سی نفر از دلیران، کار را از دستان گردان خارج کرده و به سوی عرض و وسیعتر شدن آوردهاند.
سرافراز شنگاوه تیز چنگ
که با شیر جستی گه کینه جنگ
هوش مصنوعی: شخصی با شخصیت برجسته و شجاع است که با توانایی بالا و قدرت عمل، با دشمنانش به مقابله میپردازد. او مانند شیر سریع و چالاک است و در میدان جنگ همیشه آماده است، حتی وقتی که با کینه و دشمنی مواجه میشود.
دگر گرد الماس زنگی بدی
که فیل افکن و شیر جنگی بدی
هوش مصنوعی: دگر بار جواهر ارزشمند و با ارزش به وجود میآید و تو به آن قدرت و دلیری بخشیدهای که میتواند انجام دادن کارهای بزرگ و چالشهای سخت را ممکن سازد.
دگر نامور شاه جمهور بود
که در چنگ او شیر چون گور بود
هوش مصنوعی: دیگر پادشاه مشهور و برجستهای وجود دارد که در دستان او، شیر مانند گورخر به نظر میرسد.
دگر نامور زنگی زوش بود
که از نعره اش شیر بیهوش بود
هوش مصنوعی: یک شخص مشهور و قدرتمند وجود دارد که صدای بلندی دارد به طوری که نعرهاش باعث میشود شیر هم غش کند.
ز فیلان جنگی هزار و دویست
که پشت زمین پایشان می شکست
هوش مصنوعی: در نبرد، فیلهای جنگی زیادی بودند که تعدادشان به هزار و دویست میرسید و بر اثر فشارهایی که به زمین وارد میکردند، زمین زیر پاهایشان میشکست.
چه مه بود در مهمل همچو نیل
دلارام و مهمل برافراز پیل
هوش مصنوعی: چه ماهی بود در دل شب، همانند نیل دلبر و خوشسیما، که زینت آن را به بلندای آسمان بالا برد.
برآمد غونای و آوای کوس
شد از گرد گردان سپهر آبنوس
هوش مصنوعی: آوای دلنشین و نغمهای زیبا به گوش میرسد که از گرد و غبار آسمان و دنیای پرفراز و نشیب به گوش میرسد.
سپه چون به نزدیک دریا رسید
بزد بارگاه و فرود آرمید
هوش مصنوعی: سپه، زمانی که به نزدیکی دریا رسید، چادر خود را بر پا کرد و اردو زد.