برگردان به زبان ساده
ابا مادر و مرد فرزانه شاد
به ره بر همی رفت مانند باد
هوش مصنوعی: مادر و مرد عاقل با خوشحالی در کنار هم میرفتند و مانند دود در هوا پراکنده میشدند.
سحرگه که برزد خور از کوه شید
شب تیره شد یا به دامن کشید
هوش مصنوعی: هنگامی که صبح میشود و خورشید از بالای کوه طلوع میکند، شب تاریک به پایان میرسد و روشنی روز آغاز میشود.
یکی گرد بر پیش ره بربخواست
که شد بر سپهر برین گرد راست
هوش مصنوعی: یک نفر دور هم جمع شد و از رهبر خواست که به او کمک کند تا بر روی آسمان از سختیها و ناملایمات عبور کند.
بدان لشکر اردشیر سوار
که آمد سپهبد پی کارزار
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی اشاره به زمانی دارد که سپاهیان اردشیر آماده جنگ میشوند و فرماندهی برای شرکت در معرکه به میدان میآید. در واقع، از آمدن این نیروها به نبرد و آمادهسازی آنها سخن میگوید.
بیامد به نزدیک گشتاسپ شاد
پیاده شد و پای او بوسه داد
هوش مصنوعی: شخصی خوشحال به نزد گشتاسپ آمد و پیاده شد و پای او را بوسید.
چه گرگین و گرگوی و روئین گرد
که گوی از دلیری به گیتی ببرد
هوش مصنوعی: چقدر شجاع و دلیر و نیرومند هستی که میتوانی از دلیر بودن خود به جهان یادگاری باقی بگذاری.
ابا آن پراکنده لشکر ز راه
رسیدند آن هر سه فرخ کلاه
هوش مصنوعی: سربازان پراکنده و ناتوان، به سمت ما آمدند و آن سه نفر که خوشبخت و با کلاههای زینتی بودند، در این میان دیده میشدند.
سپاه پراکنده باز آمدند
دو بهره همه خسته و دردمند
هوش مصنوعی: سپاه که دچار پراکندگی شده بود، دوباره با دو گروه بازگشتند؛ در حالی که همهشان خسته و رنجور بودند.
وز آنجای کردند سر روی راه
کنون بشنو از کار ارجاسپ شاه
هوش مصنوعی: از آنجا که سر را به راه انداختند، حالا بشنو از کارهای ارجاسپ شاه.
چهارم ز کاری که آمد خبر
که آمد ز ایران سپه بیشمر
هوش مصنوعی: خبر رسید که سپاه ایران به سوی دشمن آمده است.
چو گشتاسپ با گرد گرگین شیر
دگر اردشیر سوار دلیر
هوش مصنوعی: زمانی که گشتاسپ، با گرد و غباری مثل گردانندهی گرگ به میدان آمد، شیر دیگری به نام اردشیر سوار بر اسب دلیر وارد شد.
رسد دم به دم لشکر بیکران
همه نامداران جنگ آوران
هوش مصنوعی: هر لحظه لشکری بیپایان از دلیران جنگی به ما میرسد.
سپهدار دستان برآورد کار
سپه برد بیرون به دشت حصار
هوش مصنوعی: سرکرده به آسمان دستانش را بالا برد و سپاه را به خارج از دشت حصار هدایت کرد.
سپه راست کرد وبرآراست جنگ
قضای جهان گشت بر مرد تنگ
هوش مصنوعی: سلاحهای خود را آماده کردند و برای نبرد ایستادند، سرنوشت دنیا بر دوش مردی دشوار قرار گرفت.
فرامرز آمد به پیش سپاه
به قلب سپه در جهاندار شاه
هوش مصنوعی: فرامرز به لشکر نزدیک شد و با دل و ارادهای قوی به پیش رئیس سپاه، که در این دنیا به عنوان شاه شناخته میشود، رفت.
یمین سپه پارس پرهیزگار
چو خورشید مینو بدی از یسار
هوش مصنوعی: دست راست سپاه پارس پرهیزگار مانند خورشیدی است که از سمت چپ میتابد.
وز آن روی صف بست ارجاسپ نیز
کمر بست بر کین لهراسپ تیز
هوش مصنوعی: و به همین خاطر، ارجاسپ هم برای جنگ آماده شد و بر کمر پهلوان لهراسپ تیز شمشیر کشید.
دم نای ژوبین بدرید گوش
ز بانگ تبیره جهان در خروش
هوش مصنوعی: لحظهای از نای تبرک صدا بلند شد و گوشها را پر کرد، در حالی که جهان در حال تلاطم و جنبش بود.
جهان را دگر فتنه بیدار شد
سر پر دلان پر ز پیکار شد
هوش مصنوعی: دنیا دوباره دچار آشوب و فتنه شده است و دلهای پرشور و عاشق همگی درگیر جنگ و درگیری هستند.
علم اژدهاییست گفتی غنیم
مه از میخهای علم بر دو نیم
هوش مصنوعی: علم مانند اژدهایی است که قدرت و عظمت زیادی دارد، اما در عین حال، اگر به درستی به کار گرفته نشود، میتواند خطرناک باشد. همچنان که مهارتها و دانش میتوانند به ما کمک کنند، اما در صورت نادرست استفاده کردن، ممکن است به ما آسیب بزنند.
سر فتنه جویان ز کین گرم بود
به سر دیدهها را نه آزرم بود
فتنهجویان لبریز از کین بودند و در چشمشان شرمی نبود.