برگردان به زبان ساده
چه گشتاسپ آن دید برگاشت اسپ
بدو اندر آمد چه آذرگشسپ
هوش مصنوعی: گشتاسپ وقتی آن اسب را دید، آن را پس آورد و به درون آمد؛ چه آذرگشسپ.
بزد گُرزه بر سر اسپ اوی
به خاک اندر آمد سر ماهروی
هوش مصنوعی: او به سرعت بر سر اسبش ضربهای زد و سر زیبا در خاک افتاد.
برآمد به تندی و برداشت تیغ
بغرید بر سان غرنده میغ
هوش مصنوعی: ناگهان با سرعت و شدت برخاست و شمشیرش را بیرون کشید، مانند ابر رعد و برق زد.
فروشد ز بر شاهزاده چه تیر
ببازید چنگ و گرفتش چو شیر
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به تصویر زیبایی از نبرد یا تقابل اشاره کرده است. شاهزاده در مواجهه با تیر و کمان، مانند شیر قوی و دلیر میشود و این نشاندهندهی قدرت و شجاعت اوست. در واقع، او به طور قهرمانانه با چالشها روبرو میشود و با تمام توان خود میجنگد. بنابراین، میتوان گفت که او در این میدان مبارزه، با تمام وجود به دفاع از خود و ارزشهایش میپردازد.
برآوردش از جا و بنهاد پست
دو دست از قفا مادرش را به بست
هوش مصنوعی: او مادرش را از جا بلند کرد و دو دستش را از پشت به هم بستن.
به پهلو زبان گفت جاماسپ شاد
به بانوی لهراسپ کای ماهزاد
هوش مصنوعی: جاماسپ با خوشحالی به بانوی لهراسپ میگوید که تو مانند ماه زیبا هستی.
چنان کن کت از سر نیفتد کلاه
رخت بیند این ترک پرخاشخواه
هوش مصنوعی: طوری رفتار کن که کلاهت نیفتد و لباس تو این جوان پرخاشجو را ببیند.
بداند که بانوی ایران توئی
که زینگونه در رزم شیران توئی
هوش مصنوعی: بداند که تو، بانوی ایران هستی که به این صورت در میدان نبرد، شجاعت و قدرت شیران را به نمایش میگذاری.
تو را پیش ارجاسپ شاه آورد
سر ما به خاک سیاه آورد
هوش مصنوعی: تو را پیش ارجاسپ شاه آورد، و به خاطر این کار، سر ما به خاک ذلت و ناراحتی نشسته است.
چو بشنید گشتاسپ آن گفتگوی
دلش گشت تند و برافروخت روی
هوش مصنوعی: وقتی گشتاسب آن صحبتها را شنید، دلش بیتاب شد و چهرهاش به غیظ گشت.
بدانست کان مرد جاماسپ است
که فرزانه دستور لهراسپ است
هوش مصنوعی: او فهمید که آن مرد، جاماسپ است که نیکو دانا و مشاور لهراسپ به شمار میرود.
سوار دگر هست خود مادرش
بزد دست و برداشت خود از سرش
هوش مصنوعی: مادرش به سوار دیگری اشاره کرد و به او گفت که او را کنار بگذارد و خودش را از آن وضعیت بیرون بکشد.
چنین گفت که ای مادر مهرجوی
دل از غم بپرداز و بفروز روی
هوش مصنوعی: او گفت: ای مادر، دل خود را از غم را رها کن و چهرهات را روشن کن.
منم گرد گشتاسپ کایم ز راه
به یاری فرخنده لهراسپ شاه
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که برای کمک به شاه فرخنده لهراسپ، در مسیر سختیها قدم گذاشتهام.
بپرسید از شاه گشتاسپ باز
چنین پاسخش داد جاماسپ باز
هوش مصنوعی: گشتاسپ از جاماسپ پرسید و او به او پاسخ داد.
که بگریخت ز ارجاسپ لهراسپ شاه
ز کین بلخ را کرد خاک سیاه
هوش مصنوعی: او، از ارجاسپ فرار کرد و به دلیل کینهای که از بلخ داشت، آنجا را به ویرانی کشاند.
زریر برادرت آن خردسال
ببردند ترکان و اوژن سگال
هوش مصنوعی: زریر برادر تو، آن بچه کوچک را، ترکان و اوژن ربودند.
چه بشنید گشتاسپ برداشت آه
سوی سیستان برد از کین سپاه
هوش مصنوعی: گشتاسپ از ماجرایی که شنیده بود، نگران و متاثر شد و به سمت سیستان رفت تا از شدت کینه و دشمنی سپاه کاسته شود.