برگردان به زبان ساده
سلطان محمد آن شمع کز پرتو وجودش
گردیده بود گردون محفل فروز دنیا
هوش مصنوعی: سلطان محمد همچون شمعی بود که با نور وجودش، محفل جهانیان را روشن کرده بود.
در صفحهٔ رخش بود رنگ صلاح ظاهر
وز مطلع جبینش نور فلاح پیدا
هوش مصنوعی: در چهرهاش نشانههایی از نیکی و درستی دیده میشود و از پیشانیاش نور موفقیت و پیروزی نمایان است.
از بی وفائی عمر ناگه چو رخت بر بست
وز دهر شد مسافر در خلد ساخت ماوا
هوش مصنوعی: به دلیل بی وفایی، زمانی که عمر انسان به سرعت به پایان میرسد، او مانند مسافری از دنیا میرود و بهشتی برای خود میسازد.
جان پدر ز غم سوخت خون شد دل برادر
وز آه و گریه بردند آرام پیر و برنا
هوش مصنوعی: جان پدر به خاطر غم فرزندش به شدت رنج میبرد و دل برادر نیز از درد پر شده است. آه و نالهی آنها، هم پیران و هم جوانان را بیقرار کرده است.
چون ساختم ازیشان تاریخ رحلت او
گفتند شد مسافر سلطان محمد ما
هوش مصنوعی: وقتی که من از آنها درباره تاریخ فوت او سوال کردم، گفتند که سلطان محمد ما به سفر رفته است.