برگردان به زبان ساده
هر نفس میکرد چون از تاب مرگ
رشتهٔ عمر عزیزی کو تهی
هوش مصنوعی: هر لحظه، وقتی که از شدت مرگ فاصله میگرفت، نشان دهندهی از دست رفتن عمر عزیز کسی بود که دیگر در میان ما نیست.
هر زمان میشد چو از دست اجل
پیکری در خاک چون سرو سهی
هوش مصنوعی: هر بار که مرگ، کسی را به خاک میسپارد، او مانند سروی بلند و زیبا در دل خاک قرار میگیرد.
با وجود طفلی از اوضاع چرخ
یافت سید نعمت الله آگهی
هوش مصنوعی: با وجود نوزادی، سید نعمت الله از وضعیت دنیای پیرامون آگاه شد.
با برادر همرهی کرد اختیار
وز توجه کرد قالب را تهی
هوش مصنوعی: با برادر خود همراهی کردم و با دقت به او توجه کردم تا از خودم خالی شوم.
فکر تاریخش چو گردم عقل گفت
کرد سید با برادر همرهی
هوش مصنوعی: وقتی به تاریخ خودم فکر میکنم، عقل میگوید که سید با برادرش همراه بوده است.