برگردان به زبان ساده
منتظری عمرها گر بگذاری نشست
آخر از آن ره بر او گردسواری نشست
هوش مصنوعی: اگر مدت زیادی صبر کنی، در نهایت نشستن در انتظار، تو را به دوری از هدف نخواهد رساند و در نهایت، آن هدف به تو خواهد رسید.
هرکه ز دشت وجود خاست درین صید گاه
بهر وی اندر کمین شیر شکاری نشست
هوش مصنوعی: هر کسی که از دنیای وجود برمیخیزد، در این دامگاه به دنبال او، یک شیر شکارچی در کمین نشسته است.
گرد تو را چون رساند فتنه به میدان دهر
هرکه سر فتنه داشت رفت و به کاری نشست
هوش مصنوعی: وقتی که مشکلات و چالشهای زندگی به اوج میرسد، افرادی که به دنبال ایجاد اختلال و فتنه هستند، از میدان خارج میشوند و به کارهای دیگر خود مشغول میشوند.
غمزه زنان آمدی شاهسوار اجل
تیغ به دست تو داد خود به کناری نشست
هوش مصنوعی: شخصی با ناز و کرشمه وارد میشود، در حالی که مرگ مانند یک پهلوان با شمشیر در دست، خود را کنار کشیده و به او اجازه میدهد تا جلو بیاید.
خون مرا گرچه داد عاشقی تو به باد
هیچ ازین رهگذر بر تو غباری نشست
هوش مصنوعی: اگرچه عشق تو باعث شد که خونم به باد برود، اما هیچ چیز از این مسیر به تو آسیب نمیزند و بر تو غباری نشسته نیست.
در قدح عشقریز باده مرد آزمای
کز سر دعوی به بزم باده گساری نشست
هوش مصنوعی: در ظرف عشق، شراب بریز و بیازمای آن مردی را که با ادعای خود به مهمانی نوشیدن شراب وارد شده است.
محتشم خسته را پر بره انتظار
چهره به خون شد نگار تا به نگاری نشست
هوش مصنوعی: محتشم، که به شدت خسته و بیتاب است، پس از مدتها انتظار برای دیدن چهره محبوبش، در وضعیت ناگواری به سر میبرد و حالا که بالاخره به وصال او رسیده، تمام عواطف و احساساتش به اوج میرسد.