برگردان به زبان ساده
خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است
وقت نوازش رسید ناز و تغافل بس است
هوش مصنوعی: ای گل، دیگر وقت سرکشی و تندخویی نیست؛ اکنون زمان نوازش و محبت است. این ناز و بیخبری کافی است.
نخل تو شد میوهٔ ریز از تو ندیدم بری
جامه چو گل میدرم صبر و تحمل بس است
هوش مصنوعی: نخل تو میوهٔ کوچک به بار آورده و من از تو چیزی ندیدهام. من مانند گلی پر از درد و رنج هستم و دیگر طاقت و تحمل ندارم.
در ره مرغ دلم حلقه مکن زلف را
بر سر سرو قدت حلقهٔ کاکل بس است
هوش مصنوعی: در مسیر دل من برای عشق، نیازی به پیچیدن زلفت نیست؛ چرا که زیبایی قد بلند تو به اندازه کافی جذاب است و همین بس است.
سایه ز خود گو ببر غیر تو گر خود هماست
چتر همایون گل بر سربلبل بس است
هوش مصنوعی: سایه را کنار بگذار و بگو که غیر از تو کسی نیست. اگر خودت همان هستی که باید باشی، داشتن چتر بزرگ و زیبا بر روی سر بلبل کافی است.
تا ز نشاط افکنم غلغله در بزم انس
از می نابم به گوش یک دو سه غلغل بس است
هوش مصنوعی: برای اینکه فضای شاد و پرهیاهویی در محفل دوستان ایجاد کنم، کافی است چند بار صدای غلغله ناشی از شراب خالص را به گوش مهمانان برسانم.
چند کشی محتشم بار تکبر ز خلق
پشت تحمل خمید عجز تنزل بس است
هوش مصنوعی: چند نفر دیگر را به خاطر خودخواهی و تکبر خود رنج میدهی؟ به شما گفته شده که به خاطر ضعف و ناتوانیات باید خود را پایین بیاوری و از حالت خودپسندانهات دست برداری.