برگردان به زبان ساده
ساقیا چون جام جمشیدی پر از می میکنی
گرنه این دم فکر برگی میکنی کی میکنی
هوش مصنوعی: ای ساقی، وقتی که جام جمشید را پر از میکنی، اگر این لحظه به فکر چیزی جز میباشی، پس کی میخواهی این کار را انجام دهی؟
من نه آنم کز تو پیوند محبت بگسلم
بند بندم گر به تیغ قهر چون نی میکنی
هوش مصنوعی: من آن کسی نیستم که محبت و پیوندی که با تو دارم را قطع کنم. حتی اگر با قهر و دشنام به من حمله کنی، همچنان به تو وابستهام.
آنچه در دل بردن از لطف دمادم میکنند
این فسونسازان تو از جور پیاپی میکنی
هوش مصنوعی: آنچه که با مهربانی در دل مینشیند، این فریبندگان به صورت مکرر انجام میدهند و تو از روی ستم به طور مرتب میکنی.
سر به صحرا میدهی ای قبلهٔ لیلیوَشان
هرکه را مجنونصفت آواره از حی میکنی
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو آنچنان هستی که هر کسی به تو عشق ورزد، مانند مجنونی سرگردان میشود و در دل صحرا سر به گریبان میگذارد.
ساقیا طی کن بساط غم در آن بحر نشاط
کز نم فیضش گذار از حاتم طی میکنی
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیار می و آنگونه خوشگذرانی کن تا غمها را فراموش کنیم، چرا که در دریای شادی، از نعمتهایش بهرهمند میشویم، چنانکه حاتم طایی در بخشندگیاش معروف است.
محمل لیلی به سرعت میبری ای ساربان
گر بدانی حال مجنون ناقه را پی میکنی
هوش مصنوعی: ای راننده، اگر میدانی حال مجنون را، زودتر لیلی را با خرش به سمت مقصد میبری.
محتشم از ضعف چون گیتی چنانی این زمان
جای آن دارد اگر جا در دل و پی میکنی
هوش مصنوعی: محتشم از ضعف به یاد دنیا در این زمان، اگر دل و جانت آماده باشد، باید به آن فضا فکر کنی و خود را برای آن آماده کنی.