برگردان به زبان ساده
دی باز جرعه نوش ز جام که بودهای
صد کام تلخ کرده به کام که بودهای
هوش مصنوعی: امروز دوباره مینوشیم از جامی که باعث تلخیهای بسیاری در گذشته شده است.
آنجا که بود بهر تو در خاک دامها
دام که پاره کرده و رام که بودهای
هوش مصنوعی: در جایی که به خاطر تو در خاک دامهای زیادی پهن شده، دامهایی که پاره شده و تو در واقع اسیر آنها نبودهای.
آنجا که جستهاند تو را چون هلال عید
برقع گشودهٔ ماه تمام که بودهای
هوش مصنوعی: در جایی که مانند هلال عید از تو یاد شده، همچون ماه تمام که پوشش خود را کنار زده، درخشش و زیباییات نمایان شده است.
سرگرمیت چو برده به کسب هوا برون
خورشیدوار بر در و بام که بودهای
هوش مصنوعی: وقتی که سرگرمی و دلخوشی تو تو را به سوی آسمان و فضای آزاد میکشاند، مانند خورشید بر روی در و بام، چه کسی بودهای؟
ای صد هزار صید دل آزاد کردهات
خود صیدوار بسته دام که بودهای
هوش مصنوعی: ای دل آزاد شدهی صد هزار شکار، خودت در دام گرفتار شدهای که چه کسی تو را بسته است.
شب عارفانه ساقی بزم که گشتهای
تا روز جرعه نوش ز جام که بودهای
هوش مصنوعی: در شب عارفانه، ساقی به بزم آمده است و تو را به یاد آورده که تا صبح جرعهنوشی کردهای، از جامی مخصوص که هرگز فراموش نمیشود.
در حالت شکفتگی از رغم محتشم
حالت طلب ز طرز کلام که بودهای
هوش مصنوعی: در لحظهای که احساس شگفتی میکنم، از طریق نوع صحبتات میخواهم بدانم که در گذشته چه کسی بودهای.