برگردان به زبان ساده
ز چوگان بازی آمد زلف بر رخسار آشفته
اطاقه باد جولان خورده و دستار آشفته
هوش مصنوعی: موهای پریشان و منحنی، به مانند تکهای از بازی چوگان، بر روی چهرهام افتاده و باد در اتاق جولان میزند و دستار من هم به هم ریخته است.
سر زلفش که از آه هواداران کم آشفتی
ز آهم دوش بود آشفته وبسیار آشفته
هوش مصنوعی: حالت و وضع موهای او به قدری تحت تأثیر عشق و آرزوی طرفدارانش است که شب گذشته، صدای آه من باعث بینظمی و آشفتگی آنها شد و این بینظمی بسیار شدید بود.
دلیری با خیالش دستبازی کرده پنداری
که زلفش را ندیدم هرگز این مقدار آشفته
هوش مصنوعی: شجاعتی با خیال او به سر کردهام، گویی که هرگز زلفهایش را اینقدر درهم و برهم ندیدهام.
چنان سربسته حرفی گفته بودم در محرم کشی امشب
که هم یاران پریشانند و هم اغیار آشفته
هوش مصنوعی: امشب به خاطر حرفی که در جمع افراد خاص بیان کردهام، هر دو گروه، دوستان و بیگانگان، در وضعیت ناامیدی و پریشانی قرار دارند.
نوید وصل میده وز پی ضبط جنون من
دماغم را به بوی هجر هم میدار آشفته
هوش مصنوعی: خبر وصال را میدهند، در حالی که در پی تسلط بر جنون من هستم، بویی از جدایی به مشامم میرسد و مرا بیشتر آشفته میکند.
شوم تا جان فشان بر وضع بیقیدانهات یکدم
میفشان گرد از مو زلف را بگذار آشفته
هوش مصنوعی: تا زمانی که جانم را فدای حالت بیتوجهیات کنم، یک لحظه هم از این وضعیت خارج نشو و بگذار موهایت به هم بریزد.
به این صورت ندیدم وضع مجلس محتشم هرگز
که باشد غیر در کلفت تو هم دربار آشفته
هوش مصنوعی: هرگز چنین وضعیتی را در مجالس رسمی و با شکوه ندیدهام که جز با حضور تو، دربار اینگونه آشفته و بینظم باشد.