برگردان به زبان ساده
بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکن
جنون را پیش رو کن عقل را پشت سپه بشکن
هوش مصنوعی: بیا ای عشق، به من کمک کن تا از مسیر زندگی آزاد شوم. جنون و شور را در جلویم قرار بده و اجازه نده که عقل و منطق مانع این آزادی شوند.
مسجد سرو من قدر است کن وز بار عشق آنجا
هزاران زاهد صدساله را پشت دو ته بشکن
هوش مصنوعی: مسجد سرو من، جایی است که عشق در آنجا به اوج میرسد و در نتیجه، افرادی که سالها عبادت کردهاند و زاهد بودهاند، به راحتی از روی احساس و عشق خود به خدای خود دست میزنند و از خود مایه میگذارند.
حصار دل که شاهانند در تسخیر آن عاجز
تو زیبا دلستان بستان تو رعنا پادشه بشکن
هوش مصنوعی: دلهای عزیزان مانند قلعهای است که حتی قدرتمندان هم از تسخیر آن ناتوانند. ای زیبای دلانگیز، تو باغی هستی و پادشاهی که باید این حصار را بشکنی.
قضا چون بست به رمه طاق ابرویت زبردستی
بیا و طاق دلها را ز ماهی تا به مه بشکن
هوش مصنوعی: وقتی سرنوشت تو را به سمت قوس ابرویت سوق میدهد، با مهارت و زیباییای که داری، به دلها نفوذ کن و آنها را به جذابیت خودت مجذوب ساز.
اگر در وادی عشقت دل از ظلمت کشد لشگر
شکوهٔ لشگر دل را به زور یک نگه بشکن
هوش مصنوعی: اگر کسی در مسیر عشق تو دلش از تاریکی ها خارج شود، با یک نگاه جذاب و قوی میتواند شکوه و عظمت دل عاشق را به هم بریزد.
به بام بارگاه آی و ز برقع طرف رخ بنما
وزان شکل هلالی قدر ماه چهارده بشکن
هوش مصنوعی: به بالای کاخ بیا و با کنار زدن پوشش صورتت، چهرهات را نشان بده و از آن شکل هلالی که داری، باری به ماه کامل ضربه بزن.
فراغعت را غنیمت دان غمین منشین قدح بستان
تکلف را اجازت ده کمر بگشا کله بشکن
هوش مصنوعی: از لحظات خوش خود بهرهبرداری کن و غمگین نباش. نوشیدنیات را بردار و بیمکلفی، خودت را راحت کن. از هر گونه سختی و قید و بند رها شو و لذت ببر.
اگر از کام جویان بر در و دیوار او بینی
سر کیوان به چوب حاجیان بارگه بشکن
هوش مصنوعی: اگر درهای خانه کسانی که به دنبال لذت هستند را ببینی، با چوب آنها به ستارههای دور دست ضربه بزن و تکه تکه کن.
اگر این است ساقی محتشم گو پشت زهدم را
به آن رطل گران پیمودن از بار گنه بشکن
هوش مصنوعی: اگر ساقی محترم این گونه باشد، پس به او بگو که بار سنگین گناهانم را با آن پیمانهٔ پر بشکن و از دوشم بردار.