برگردان به زبان ساده
همچو شمع از مجلست گریان و سوزان میرویم
رشک بر رخ تاب در دل داغ بر جان میرویم
هوش مصنوعی: ما مانند شمعی هستیم که از جمع و حضور شما گریان و سوزان میرویم. بر صورت شما حسرت میورزیم و در دلمان داغی از جدایی داریم.
همره ما جز خیال کاکل و زلف تو نیست
خود پریشانیم و با جمعی پریشان میرویم
هوش مصنوعی: در کنار ما فقط خیال موهای پیچیده و زیبای تو وجود دارد. ما خودمان در حالت پریشان و آشفتهای هستیم و همزمان با گروهی دیگر که آنها نیز در وضعیت مشابهی هستند، حرکت میکنیم.
ساختن با محنت عشق تو آسانست لیک
از جفای دهر و ناسازی دوران میرویم
هوش مصنوعی: عشق تو را با زحمت میسازیم، اما به خاطر ستم زمانه و ناپایداری روزگار، از این راه دور میشویم.
همچو بلبل بینوا دور از گلستان میشویم
همچو طوطی تلخ کام از شکرستان میرویم
هوش مصنوعی: ما مانند بلبل بینوایی که از گلستان دور شده، از خوشیها و لذتها فاصله میگیریم و مانند طوطیای که از شیرینیها غمگین است، از محیطهای شاد و شیرین دور میشویم.
همچو مور از پایهٔ تخت سلیمان گشته دور
هم به یاد او سوی تخت سلیمان میرویم
هوش مصنوعی: ما همچون موری که از پای تخت سلیمان دور افتاده، به یاد او به سوی تخت سلیمان میرویم.
یعنی از خاک حریم شاه سوی ملک فارس
ز اقتضای گردش گردون گردان میرویم
هوش مصنوعی: از خاک حریم پادشاه به سمت سرزمین فارس حرکت میکنیم، این سفر نتیجهی چرخش تقدیر و زمان است.
محتشم درمان درد ما وصال یار بود
وه که درد خویش را ناکرده درمان میرویم
هوش مصنوعی: محتشم، کسی که درد ما را درمان میکند، پیوند با محبوب است. اما ای کاش که ما به درمان درد خود نرسیم و همچنان با آن زندگی کنیم.