برگردان به زبان ساده
ز دستت جیب گل پیراهنان را چاک میبینم
به راهت فرق زرین افسران را خاک میبینم
هوش مصنوعی: من در دستان تو، جیبهای گلدار پیراهنان را پاره میبینم و در مسیر تو، خاک بر سر فرمانروایان زرین را مشاهده میکنم.
نیاند این بوالهوس طبعان آلایش گزین عاشق
منم عاشق که رویت را به چشم پاک میبینم
هوش مصنوعی: من عاشق تو هستم و به عشق تو پایبندم، اما کسانی که فقط به لذتهای زودگذر فکر میکنند، نمیتوانند مرا درک کنند. من تو را با چشمانی پاک و روشن میبینم.
سبک جولان بتی قصد سر این بینوا دارد
که از سرهای شاهانش گران فتراک میبینم
هوش مصنوعی: پرندهای سبکبال و آزاد به دنبال فتح و پیروزی بر سر یک بینا است و من در نگاه او، تودهای از سرهای شاهان را میبینم که به نظر میرسد به او سنگینی میکند.
جمالش ذره ای در صورت قالب نمیگنجد
به آن عنوان که من ز آئینهٔ ادراک میبینم
هوش مصنوعی: زیبایی او به قدری زیاد است که در هیچ قالب و شکلی نمیگنجد، همانطور که من از آینهی درک خودم او را میبینم.
تصور میکنم کاب لطافت میچکد زان رخ
زبس کز نشئه حسنش طراوتناک میبینم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که از چهرهاش، نرمی و لطافت به گونهای میچکد که من از زیباییاش، احساس شادابی و طراوت میکنم.
اجل مشکل که یابد نوبت آن ذوعهد آن قاتل
که در کار خودش بس چست و پر چالاک میبینم
هوش مصنوعی: مرگ به آسانی به سراغ کسی نمیآید، اما زمانی که نوبت آن قاتل میرسد، او به سرعت و با دقت عمل میکند و در کار خود بسیار تند و چالاک است.
تو دست خود زقتل محتشم دار ای اجل کوته
که آن فتح از در شمشیر آن بی باک میبینم
هوش مصنوعی: تو دست خود را از کشتن محتشم بازدار، زیرا سرنوشت او کوتاه است و من آن پیروزی را از شمشیر آن بیباک میبینم.