برگردان به زبان ساده
بهر دعا از درت چون به درون آمدم
قوت نطقم نماند لال برون آمدم
هوش مصنوعی: وقتی برای دعا و درخواست به درگاه تو آمدم، چنان غرق در شادی و عشق شدم که دیگر نتوانستم صحبت کنم و لبم از بیان عاجز ماند.
عشق چو بازم به ناز سوی تو خواند از برون
در ز درون بسته بود من به فسون آمدم
هوش مصنوعی: عشق وقتی که دوباره مرا با ناز سوی تو دعوت کرد، از بیرون صدایی آمد در حالی که درونم بسته بود. من به وسوسه و جادو به تو آمدم.
من که زدم از ازل لاف شکیب ابد
از سر کویت ببین رفتم و چون آمدم
هوش مصنوعی: من از آغاز همیشه به خودم میبالیدم که صبر و شکیبایی دارم، اما حالا که به درگاه تو آمدم، میبینم چه پیش آمده است.
زخم امانت بس است مرهم لطفی فرست
داغ مرا کز ازل جسته درون آمدم
هوش مصنوعی: درد و زخم ناشی از ناپایداری و عدم اعتماد برایم کافی است، لطف و محبت تو را به من ارسال کن، زیرا من از ابتدا با این داغ درونم آمدهام.
شد در و دیوار او از تن من لاله فام
بس که ز داغ غرقه به خون آمدم
هوش مصنوعی: دیواری که به من تعلق دارد، رنگ و بوی گل لاله به خود گرفته است، به خاطر اینکه من آنقدر در داغ و درد غرق شدهام که حالا همه جا را با خون خود آغشته کردهام.
نقد نیازم نزد بر محک امتحان
در نظر درک او بس که زبون آمدم
هوش مصنوعی: من به آزمون و سنجش نیاز دارم، و در ملاک درک او، به قدری خوار و ذلیل به نظر میرسم که خود را کوچک و ناتوان احساس میکنم.
محتشم این در نبود جای چو من ناکسی
لیک چو تقدیر بود راهنمون آمدم
هوش مصنوعی: من در این درگاه جایگاهی ندارم و به عنوان یک انسان بیارزش به شمار میروم، اما اگر سرنوشت چنین مقدر کرده باشد، مجبور شدم که به عنوان راهنما بیایم.