برگردان به زبان ساده
زخم نگهت نهفته خوردم
پنهان نگهی دگر که مردم
هوش مصنوعی: زخمی که از نگاه تو خوردم را پنهان نگه داشتم، چون نمیخواهم کسی از حال دل من باخبر شود.
شد عقل و زمان مستی آمد
خود را به تو این زمان سپردم
هوش مصنوعی: عقل و زمان به حالت مستی درآمدند و من خود را در این زمان به تو سپردم.
تیر نگهم زدی چو پنهان
راهی به نوازش تو بردم
هوش مصنوعی: زمانی که نگاهت را بر من دوختی، میتوانستم با دل خود به سوی محبت تو بروم.
میگشت لبم خضاب اگر دوش
دامن گه گریه میفشردم
هوش مصنوعی: اگر دیشب فرصت مییافتم، لبانم رنگی میشدند، زیرا دامنم را در حال گریه فشردم.
از زخم اجل کشندهتر بود
از دست تو ضربتی که خوردم
هوش مصنوعی: زخم مرگ از ضربهای که از تو خوردم، کشندهتر نیست.
دل بیتو شبی که داغ میسوخت
تا صبح ستاره میشمردم
هوش مصنوعی: در شبی که دلم از عشق تو آتش میگرفت، تا صبح مشغول شمردن ستارهها بودم.
ای هم دم محتشم در این بزم
صاف از تو که من حریف دردم
هوش مصنوعی: ای دوست گرامی، در این محفل پاک و شفاف، از تو میخواهم که من هم در دردهایم شریک باشی.