برگردان به زبان ساده
چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم
چندان نگهم داشت که از یاد تو رفتم
هوش مصنوعی: زمانی که من از در جدایی و ظلم تو خارج شدم، آنقدر درگیر بودم که حتی تو را فراموش کردم.
چون فاختهٔ سنگ ستم خورده ازین باغ
دل در گرو جلوهٔ شمشاد تو رفتم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی تو، مانند فاختهای که به سنگ ستم خورده، از این باغ دل به سوی تو حرکت کردم.
بشتاب ز دنبال که با زخم غریبی
از صید گه غمزهٔ صیاد تو رفتم
هوش مصنوعی: بشتاب به دنبال من، زیرا من با زخم دلی از تیرهای عاشقانهات به درد آمدهام و از دست تو فرار کردهام.
برکس مکن اطلاق هلاکم که ز دنیا
از سعی اجل هم نه به امداد تو رفتم
هوش مصنوعی: به کسی که نمیدانی چه آیندهای در انتظارش است، نگو که علت نابودیام تو هستی؛ زیرا من از دنیا به خاطر تلاش سرنوشت خودم رفتهام و نه به خاطر کمکی که از تو گرفتهام.
پوشیده کفن سوی مکافات گه حشر
تا زین ستم آباد به بیداد تو رفتم
هوش مصنوعی: من به خاطر ظلم تو ویران شدم و برای عواقب کارهایم، به سوی روز قیامت آمادهام.
خسرو ز جهان میشد و آهسته به شیرین
میگفت که من در سر فرهاد تو رفتم
هوش مصنوعی: خسرو در حال ترک دنیا بود و به آرامی به شیرین میگفت که من به خاطر عشق فرهاد به تو دلم میتپد.
نالان به درش محتشم از بس که نشستی
من منفعل از ناله و فریاد تو رفتم
هوش مصنوعی: به شدت از داشتن غمی بزرگ و نالههای تو ناراحتم و به همین دلیل اینجا نشستهام، تا جایی که من هم تحت تاثیر ناله و فریاد تو قرار گرفتهام و احساساتی شدهام.