برگردان به زبان ساده
ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دل
آمدی و فرض شد صد سجده بر ارباب دل
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو برای جانم مانند کعبه است و ابرویت به مثابه محرابی برای دل من، به گونهای که برای عشق و دلبستگی به تو، انجام دادن چندین سجده لازم شده است.
بعد چندین انتظار از رشتهٔ باریک جان
تاب هجران میبری بیرون ولی کو تاب دل
هوش مصنوعی: بعد از مدتی طولانی انتظار، با وجود کشش و حسرتی که در دل دارم، میتوانی از این حال رنجآور دور شوی؛ اما تاب و تحمل دل من کجاست؟
گر شوی مهمان جان از عقل و دین و صبر و هوش
در رهت ریزم به رسم پیشکش اسباب دل
هوش مصنوعی: اگر تو مهمان جان من شوی، من عقل، دین، صبر و هوشم را در راه تو نثار میکنم و به عنوان پیشکش، تمام چیزهایی که برای دل مهم است را تقدیم تو میکنم.
تا ز مژگان لعل پاشم در رهت پروردهام
از جگر پرگاله بسیار در خوناب دل
هوش مصنوعی: من از چشمان زیبایت اشک میریزم و برای تو، بارها از دل آکندهام از درد و غمهای عمیق، فداکاری کردهام.
از دو بیمارت یکی تا جان برد در بند غم
یا به خواب من درآ یکبار یا در خواب دل
هوش مصنوعی: از دو حالت تلخی که به من روی آورده، یکی باعث میشود که جانم را در غم بگیرد. یا یک بار به خواب من بیایی و آرامشی به دل من ببخشی، یا در خواب دل من وارد شوی.
نقش دل پیشت کشیدم جان طلب کردی ز من
ای فدایت جان چه میفرمائی اندر باب دل
هوش مصنوعی: دل خود را به تو نشان دادم و تو از من خواستی که جانم را فدای تو کنم. حالا بفرما درباره دل چه میگویی؟
سر بلندم میکنی گویا که میبینم ز دور
ارتفاع کوکب دولت در اسطرلاب دل
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو مرا با نگاهی بلند و بلندپروازانه به آینده مینگری، انگار که از دور در دل من نشانههایی از سعادت و موفقیت را مشاهده میکنی.
محتشم میجست عمری در جهان راه صواب
سالک راه تو گشت آخر به استصواب دل
هوش مصنوعی: محتشم سالها در جستجوی حقیقت و راه درست زندگی کرد، و در نهایت دلش او را به انتخاب درست رساند.