برگردان به زبان ساده
سروی از یزد گذر کرد به کاشانهٔ ما
که ازو چون ارم آراسته شد خانهٔ ما
هوش مصنوعی: سرو زیبایی از یزد به خانهٔ ما عبور کرد و به قدری دلانگیز بود که خانهٔ ما مانند بهشت زیبا و دلنشین شد.
با دلی گرم نشاط آمد و از حرف نخست
گشت افسرده دل از سردی افسانهٔ ما
هوش مصنوعی: دل شاد و گرم خوشحالی به وجود آمد، اما با شنیدن نخستین کلمه، این دل شاد تحت تأثیر داستان سرد ما، افسرده و ناراحت شد.
فتنه را سلسله جنبان نشد آن زلف که هیچ
اعتباری نگرفت از دل دیوانهٔ ما
هوش مصنوعی: فتنه به وجود آمده، تحت تأثیر آن زلف که هیچ ارزشی از دل دیوانهٔ ما نگرفت، به حرکت در نیامد.
به شراب لبش آلوده نگردید که دید
پر ز خوناب جگر ساغر و پیمانهٔ ما
هوش مصنوعی: از نوشیدن شراب لب او خودداری کنید، زیرا دیدهام که چشمانش پر از غم و درد جگر است، همچون ساغر و پیمانهای که پر از یأس و اندوه است.
مرغ طبعش طیران داشت چو بر اوج غرور
پیش او بود عبث ریختن دانهٔ ما
هوش مصنوعی: مرغی که خوی آزادپروازی داشت، وقتی به اوج غرور و خودپسندی رسید، ریختن دانههای ما در برابرش بیفایده و در بیهودگی بود.
گرد تکلیف نگشتم از آن رو که نبود
لایق پادشهی بزم گدایانهٔ ما
هوش مصنوعی: من به خاطر اینکه شایستهٔ مقام پادشاهی بزم فقیرانهٔ خود نمیدانستم، از مسئولیتها و چالشها دور نشدم.
محتشم چرخ گدای در ما گشتی اگر
شدی آن گنج روان ساکن ویرانهٔ ما
هوش مصنوعی: اگر تو هم مانند گدای چرخ، به دور ما بگردی و به ما نزدیک شوی، ممکن است که آن گنج بینظیر و ارزشمند را که در این ویرانه نهفته است، پیدا کنی.