برگردان به زبان ساده
مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
جان سبک رفت و من از عشق گران بار هنوز
هوش مصنوعی: مردم رنج و غم یار را فراموش کردهاند، اما در دل من هنوز این غم باقیست. به رغم اینکه جانم سبک شده، هنوز از عشق سنگینی میکشم.
حال من زار و به بالین رقیب آمد یار
من به این زاری و او بر سر آزار هنوز
هوش مصنوعی: حالم خیلی خراب است و در کنارم رقیب است، اما یارم با این حال به سراغم آمده است، در حالی که هنوز هم به من آزار میزند.
عشوهات سوخته جان من و جانسوز همان
غمزهات ساخته کار من و در کار هنوز
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو، جان مرا به آتش کشیده و درد و غمزهی تو، مشغلهی من را شکل داده است و هنوز هم در این وضعیت هستم.
دل که دارد سر ز لف تو چو غافل مرغیست
که بدام آمده و نیست خبر دار هنوز
هوش مصنوعی: دل کسی که به عشق تو گرفتار شده، مانند پرندهایست که به دام افتاده و هنوز از این وضعیت بیخبر است.
سرنهادند حریفان همه در راه صلاح
سر من خاک ره خانه خمار هنوز
هوش مصنوعی: دوستان و حریفان همه برای راه درست و اصلاح تلاش کردند، اما من هنوز در سرم تنها به یادخانهی میخانه و شراب فکر میکنم.
چشم امید شد از فرقت دلدار سفید
محتشم منتظر دولت دیدار هنوز
هوش مصنوعی: چشم به راهی دارم برای دیدار محبوبی که دور از من است، با امید اینکه روزی این دوری به پایان برسد و دوباره با او دیدار کنم.