برگردان به زبان ساده
دور از تو خاک ره ز جنون میکنم به سر
بنگر که در فراق تو چون میکنم به سر
هوش مصنوعی: دور از تو، به خاطر شوق و دیوانگی، به زمین و مسیر مینگرم و به تو فکر میکنم. به من نگاه کن و ببین که در غیبت و جداییات چه حال و روزی دارم.
بر خاک درگه تو به سر میکند رقیب
من خاک در زبخت نگون میکنم به سر
هوش مصنوعی: رقیب من در برابر درگاه تو سر به خاک میساید، و من به خاطر بخت بد خود، برای تو سر به خاک مینهم.
سرلشگر جنونم و در دشت گمرهی
بر رغم عقل راهنمون میکنم به سر
هوش مصنوعی: من فرماندهی دیوانگیام و در دشت سردرگمی، با وجود عقل، خودم را به سمت هدفی هدایت میکنم.
افسانهات شبی که نمیآیدم به گوش
آن شب به صد هزار فسون میکنم به سر
هوش مصنوعی: در شبی که من حضور نداشتم، افسانه و داستان زیبایی از تو به گوش شب میرسد و آن را با هزاران جادو و فریب زینت میزنم.
ز آتش تو بر کنار چه دانی که من چسان
با شعلههای سوز درون میکنم به سر
هوش مصنوعی: از آتش تو چه میدانی که من چگونه با شعلههای سوزان درونم کنار میآیم و زندگی میکنم.
بر سر درین بهار تو گل زن که من ز هجر
با خار داغ جنون میکنم به سر
هوش مصنوعی: در این فصل بهار، تو ای گل، زیبایی و شکوه خود را نشان بده، زیرا من به خاطر دوری تو و احساس عذاب و شوریدگی، با زخمهای دلم دست و پنجه نرم میکنم.
ازبس که خون گریسته دور از تو محتشم
من در کنار دجله خون میکنم به سر
هوش مصنوعی: چنان گریه کردهام که دوری تو برایم غیرقابل تحمل شده و در کنار دجله، افسوس و حسرت خود را به نمایش میگذارم.