برگردان به زبان ساده
گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آید
ور از خوی بدش گویم سخن به جنگ آید
هوش مصنوعی: اگر از کلام او سخن بگویم، خسته میشوم و اگر از شخصیت بدش بگویم، بین ما درگیری پیش میآید.
به پردازم به تیر از دل کشیدن کو برآرد پر
ز بس کز شست او بر دل خدنگ بیدرنگ آید
هوش مصنوعی: میخواهم با تلاشی عمیق و مداوم، دل را از درد و رنجی که بر آن نشسته است، پاک کنم. زیرا درد و رنجی که از او به دل میرسد، بیوقفه و ناگهانی به وجود میآید و شکیبایی را میطلبد.
رخ از می ارغوانی کرد و بیرون رفت از مجلس
به این رنگ از بر ما رفت تا دیگر چه رنگ آید
هوش مصنوعی: صورتش را به رنگ می ارغوانی درآورد و از مجلس خارج شد، با این رنگ که از پیش ما رفت، حالا ببینیم چه رنگی دیگر خواهد آورد.
ز آه گریه آلودم خط ز نگاریش سر زد
چو نم گیرد هوا ناچار بر آئینهٔ زنگ آید
هوش مصنوعی: از اشکهایی که با حسرت و غم گریه میکنم، اثری از محبوبم نمایان میشود. همانطور که در هوای مرطوب، قطرات آب بر روی آئینهای کثیف میافتد و آن را خیس و ناخوشایند میکند.
چنان بدنام عالم گشتم از عشق نکونامی
که اهل عشق را ننگ از من بینام و ننگ آید
هوش مصنوعی: من به قدری از عشق به کسی که خوب و نیکو است، بدنام شدم که حالا کسانی که در عشق هستند، از نام و بدنامی من شرمنده و نگراناند.
حذر کن گزندم زین نخستین ای رقیب از دل
که در ره نیش کار دهر که راز سینه سنگ آید
هوش مصنوعی: ای رقیب، مراقب باش که من از ابتدا به تو هشدار میدهم. دل من در برابر سختیهای زندگی آسیبپذیر است و رازهایی که در دل دارم، مانند سنگ سخت و غیرقابل نفوذ است.
نگویم قصهٔ دلتنگی خود محتشم با او
که ترسم من نیابم حاصلی و آن مه به تنگ آید
هوش مصنوعی: نگویم داستان اضطراب و دلشکستگیام را به او، چون میترسم که نتیجهای نگیرم و او از این حرفها خسته شود.