برگردان به زبان ساده
بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خود
بردش به بند خانهٔ زلف سیاه خود
هوش مصنوعی: هر کسی که از نگاه او تحت تأثیر قرار گیرد، به طرز عجیبی در چنگال زیبایی و جذابیت زلفهای مشکی او گرفتار میشود.
از راه نارسیده شهنشاه عشق او
عالم به باد داده ز گرد سپاه خود
هوش مصنوعی: به محض اینکه عشق او به دنیا وارد شد، همه چیز تحت تأثیر آن قرار گرفت و مانند گرد و غباری در میان سپاه فراموش شد.
گردید عام نشاء عشق آن چنانکه یافت
آثار آن چرنده در آب و گیاه خود
هوش مصنوعی: عشق عمومی شد و به گونهای در همه جا نشان آن پیدا است، مانند نشانههای آن جانور که در آب و گیاه دیده میشود.
زان همنشین ستاره که میتابد از زمین
شرمنده است چرخ ز خورشید و ماه خود
هوش مصنوعی: از این دوست درخشان که از زمین میتابد، آسمان بخاطر خورشید و ماه خود شرمنده است.
زان شد بلند آتش رسوائیم که دوش
نوعی ندیدمش که کنم ضبط آه خود
هوش مصنوعی: دلیل اینکه آتش رسواییام بسیار بلند شده، این است که دیشب نوعی را ندیدم که بخواهم آه و نالهام را ثبت کنم.
یک شهر شد به باد دو روزی خدای را
خالی کن از نظار گیان جلوهگاه خود
هوش مصنوعی: یک شهر در اثر بلایایی به ویرانی دچار شده و خداوند ناچار است آن را از دید نگاهکنندگان خالی کند و از تماشای زیباییهای خود میپرهیزد.
خوش آن که خود بکشتم آئینی و بعد قتل
نسبت کنی به مدعی من گناه خود
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که خود را با قواعدی به قتل میرساند و پس از آن، قتلش را به معترضی نسبت میدهد تا خود را از گناه آزاد کند.
ذوق مرا پیاپی اگر از جفای خویش
هم خود شوی ز جانب من عذرخواه خود
هوش مصنوعی: اگر شوق و ذوق مرا با جفای خودت ناراحت کردی، باز هم از جانب من عذرخواهی کن و خودت را برطرف کن.
خواهی که دامنت رهد از چنگ محتشم
بردار زود خار وجودش ز راه خود
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از مشکلات و سختیها رهایی یابی، زود دستت را از دامان آنها بردار و موانع را کنار بزن.