برگردان به زبان ساده
دی به شیرینعشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
وز پی آن زهر از ابرو چکانیدن چه بود
هوش مصنوعی: دیروز که با ناز و جاذبهات به سمت من آمدی، چه معنایی داشت و چرا بعد از آن با چشمهای پر از زهر به من نگاه کردی؟
گر نبودی بر سر آتش ز اعراض نهان
همچو موی خویشتن بر خویش پیچیدن چه بود
هوش مصنوعی: اگر بر آتش نبودی و از آن دوری میکردی، چطور میتوانستی به یکتا بودن و پیچیدگی خودت پی ببری؟
گر بَدی از من نمیگفتند خاصان پیشِ تو
تیز تیز اندر حکایت سوی من ...یدن چه بود
هوش مصنوعی: برخی از افراد خاص و نزدیک به تو درباره من حرفهایی میزدند که مانند تیر تیز به دل مینشیند، ولی قصهاش به کجا میرسید؟
ور نبودی بر سر آزار من در انجمن
حرفِ جُرمم یکسر از بدخواه پرسیدن چه بود
هوش مصنوعی: اگر کسی در جمع بر من ظلم نمیکرد، بهراحتی هیچکس از بدخواهیهایم نمیپرسید.
گر به دل با من نبودی بذر طعنم غیر را
منع کردن وز قفا چشمک رسانیدن چه بود
هوش مصنوعی: اگر در دل تو نسبت به من احساس خوبی نبوده، چرا باید به دیگران اجازه میدادی که به من طعنه بزنند؟ و آنچه از پشت سر با ناز و چشمک به من میرسید، چه معنی داشت؟
بزمِ خاصی گر نهان از من نمیآراستی
بی محل اسباب عیش از بزم برچیدن چه بود
هوش مصنوعی: اگر در این ضیافت خاص چیزی از من مخفی نمیماند، پس چرا بدون دلیل وسایل شادی را از این مهمانی جمع میکنی؟
گر نبودت در کمان تیرِ غضب مخصوص من
چین بر ابرو در رخِ اغیار خندیدن چه بود
هوش مصنوعی: اگر تو در کمان تیر غضب من نباشی، پس چه دلیلی دارد که دیگران با لبخند، ابروهای خود را به حالت چینی درآورند؟
دی به بزم از غیر آن احوال پرسیدن نداشت
من چو واقف گشتم آن خاموش گردیدن چه بود
هوش مصنوعی: در روز جشن، جرات نداشتم از دیگران حال و احوال او را بپرسم. اما وقتی که به حقیقت پی بردم، دیگر نمیتوانستم سکوت کنم و تنها نظارهگر بمانم.
محتشم را گر نمیدانستی از نامحرمان
پیش غیر از وی جمال راز پوشیدن چه بود
هوش مصنوعی: اگر محتشم را نمیشناختی، در میان نامحرمان چه جای دیگری بود که جز او زیبایی را با راز و مستوری در خود بپوشاند؟