برگردان به زبان ساده
کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد
شکار دوست بت آدمی شکار من آمد
هوش مصنوعی: یک کمان زیبا و دلنشین به دست سوار من آمد، و شکار من، که دوست و محبوب من است، به مانند یک بت جذاب و دلربا به دام من افتاد.
جهان دل و جان میرود به باد که دیگر
جهان بهم زده سلطان کامکار من آمد
هوش مصنوعی: دنیا و همه احساسات و زندگیام به باد میرود، چون سلطان موفق من به وجود آمده است و همه چیز را به هم ریخته است.
چو افتاب که از ابر ناگهان بدر آید
سوار رخش برون رانده از غبار من آمد
هوش مصنوعی: مانند آفتابی که ناگهان از پشت ابرها بیرون میآید، من نیز با شجاعت و آرامش بر اسب خود سوار شدهام و از غبارها عبور میکنم.
شد آرمیده سوار سمند و آخر جولان
فکنده زلزله در جان بیقرار من آمد
هوش مصنوعی: سوار بر اسبش آرام نشسته و در انتها، زلزلهای در دل بیقرار من به وجود آورده است.
سترده داد بلاکار زاریان بلا را
به لشگر عجبی وقت کارزار من آمد
هوش مصنوعی: در زمانی که کارزار به اوج خود رسیده بود، درد و رنج کسانی که گرفتار بلا بودند به طرز عجیبی نمایان شد و من هم در این میدان حضور یافتم.
ز پیش راه مرو محتشم که بهر عذابت
سر از خمار گران مست پر خمار من آمد
هوش مصنوعی: ای محتشم، از جلوی راهم نرو، زیرا به خاطر عذابت، سرم از شدت خماری سنگین و مدهوشی به سوی تو آمده است.