برگردان به زبان ساده
دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمد
تو هم ای خان باز آ که عمر رفته باز آمد
هوش مصنوعی: ای دل، درخت آرزو را بکار، زیرا دوباره آن زیبایی به سراغت آمده است. تو هم ای خانهدار، درب را باز کن که عمر رضا و شادی دوباره به خانهات برگشته است.
گریزان شد فراق و هجر بیخم زد تو هم اکنون
روی افسرده کی کان مایهٔ سوز و گداز آمد
هوش مصنوعی: فراق و جدایی دیگر به پایان رسیده است و تو اکنون با حالتی ناراحت و افسرده حضور داری، چرا که منبع احساسات و درد من همین حالتی است که داری.
بزن بر بام چرخ ای بخت دیگر نوبت عشقم
که با حسن بلند آوازه باز آن سروناز آمد
هوش مصنوعی: به آسمان بزن، ای سرنوشت؛ حالا نوبت عشق من است که با زیبایی معروفش دوباره به اینجا آمده است.
دگر غوغای مرغانست در نخجیر گاه او
که آواز پر شهباز و بانک طبل باز آمد
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از شوق و هیجان پرندگان در محیطی سرسبز و طبیعی است. صدای خواندن پرندهای بزرگ و با آواز دلنشین به گوش میرسد که فضایی پر از نشاط و زندگی را به تصویر میکشد.
تو نیز ای دل که مالامال رازی مطمئن باشی
که آن جنبشنشین بحر بیآرام باز آمد
هوش مصنوعی: ای دل، تو هم که پر از راز و رمز هستی، بدان که همانطور که دریا همیشه آرام نیست، آن موجود پرجنب و جوش نیز دوباره بازخواهد گشت.
دگر ما و بهای خون خود کردن چو آب ارزان
که با سرمایهٔ ناز آن خریدار نیاز آمد
هوش مصنوعی: ما جان خود را به بهایی کم و ناچیز مانند آب ارزان میفروشیم، در حالی که خریدار نیازهای ما از سرمایه و زیباییاش برخوردار است.
مخور غم محتشم من بعد کان غمخوار پیدا شد
مزن دیگر دم بیچارگی کان چاره ساز آمد
هوش مصنوعی: از این پس غم من را نخور، چرا که غمخوار پیدا شده است. دیگر صدای بیچارگی را نزن، زیرا اکنون چارهساز آمده است.