برگردان به زبان ساده
فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد
دگر به راه تلافی سبک عنانش کرد
هوش مصنوعی: اگرچه آسمان با فشار بر من، سنگینی را تحمیل کرد، اما من در پاسخ، با سبکی و رهایی به راه خود ادامه دادم.
زبان ز پرسش حالم اگر کشید دمی
دمی دگر به من اقبال هم زبانش کرد
هوش مصنوعی: اگر زبان به پرسش حال و احوالم بپردازد، در فرصتی دیگر سرنوشت نیز همپیمان زبان میشود و حال مرا درک میکند.
فشاند مرغ دلم را روان به ساعد زلف
به سنگ جور چو آشفته آشیانش کرد
هوش مصنوعی: پرنده دل من با ناز و زیبایی، زلف خود را به آرامی بر دوش من میافشاند و به خاطر دلدادگیاش مانند پرندهای آشفته، آشیانهاش را به هم میریزد.
نداده بود دلم را به چنگ غصه تمام
که بازخواست به صد عذر و شادمانش کرد
هوش مصنوعی: دل من را به چنگ غصه و اندوه ندادم و به خاطر این موضوع، با هزار عذر و دلیل، دوباره خوشحال شد.
دلم هنوز ز دریای غم کناری داشت
که غرق مرحمت از لطف بیکرانش کرد
هوش مصنوعی: دل من هنوز در کنار دریای غم بود، ولی به لطف بیپایان او غرق محبتش شدم.
دمی که تیر ستم در کمان خشم نهاد
کشید بر من و سوی دگر روانش کرد
هوش مصنوعی: در لحظهای که تیر ظلم در کمان خشم قرار گرفت، به سوی من شلیک شد و سپس به سمت دیگری رفت.
چو خواست قدر نوازش بداند این دل زار
نخست پیش خدنگ بلا نشانش کرد
هوش مصنوعی: وقتی این دل بیچاره خواست چقدر نوازش را درک کند، ابتدا پیش تیر بلا به نشانهاش نشان داد.
غرض ستیزه نبودش که نقد قلب مرا
کشید بر محک جور و امتحانش کرد
هوش مصنوعی: هدف از این کار نزاع و جدال نبود، بلکه او فقط قضاوت دل مرا بر اساس آزمون و ستمش مورد آزمایش قرار داد.
عنان همرهی از دست محتشم چو کشید
نهفته بدرقهٔ لطف همعنانش کرد
هوش مصنوعی: هنگامی که دست فرد باوقار و بزرگوار از دستان آن همراه جدا شد، مهربانی و توجه آن همراه به طور پنهانی او را همراهی کرد و بدرقهاش کرد.