برگردان به زبان ساده
چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
زمانه دست تعدی ز آستین بدر آرد
هوش مصنوعی: وقتی که دوست، شمشیر جنگ را از غلاف کینه بیرون میآورد، زمانه هم دست ظالمی را از آستینش بیرون میآورد.
زند چو غمزه و خویش را به لشگر دلها
کرشمه صد سپه فتنه از کمین بدر آرد
هوش مصنوعی: زند به مانند یک نگاه معنادار و جذاب، خود را در دلهای عاشقان به نمایش میگذارد و با فریبندگیاش، بسیاری از دلها را از حالت آرامش خارج کرده و به شور و هیجان میکشاند.
اگر ز شعبدهٔ عشق گم شود دل خلقی
چو بنگری سر از آن جعد عنبرین بدر آرد
هوش مصنوعی: اگر دل برخی از مردم به خاطر جاذبههای عشق گم شود، وقتی به آن نگاه کنی، از آن موهای خوشبو و زیبا سر بر میآورد.
امین عشق گذارد نگین مهر چو بر دل
ز خاک صبح جزا مهر آن زمین بدر آید
هوش مصنوعی: عشق واقعی نقش عمیقی بر دل انسان میگذارد و مانند نگینی ارزشمند در آن میدرخشد. زمانی که از زمین خاکی یک صبح زیبا بیرون میآید، میتواند روشنایی و زیبایی را به زندگی بیاورد.
پس از هزار محل جویمش جریده جویابم
فلک ز رشگ نگهبانی از زمین به در آرد
هوش مصنوعی: پس از سالها در جستجوی او هستم، در حالی که بهخاطر حسد فلک، او را از زمین دور نگه میدارد.
نهان به کس منشین و چنان مکن که جنونم
گرفته دامنت از بزم عیش تن بدر آرد
هوش مصنوعی: سخن را در دل خود نگهدار و طوری رفتار نکن که دیوانگیام بر تو تاثیر بگذارد و از شادی و خوشی دورت کند.
رسد نسیم گل پند محتشم به تو روزی
که سبزه ات سر از اوراق یاسمین بدر آرد
هوش مصنوعی: نسیم خوشبو و لطیف گل، پیامی به تو میآورد روزی که گیاهان سبزت از میان گلهای یاسمن سر برآورند.